![]() |
پاسخ به اظهارات پسر محسن هاشمی
|
![]() |
عباس سلیمی نمین در پاسخ به جوابیه علیرضا هاشمی به وجود چند تناقض در کتاب خاطرات آقای هاشمی اشاره کرد.
عباس سلیمی نمین در پاسخ به اظهارات پسر محسن هاشمی به اولین تناقض تاریخی جوابیه اشاره و تصریح شده است: آیا با پس و پیش شدن متن سخنرانی امام- که طی آن افراد مدافع صلح با صدام مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته بودند-در محتوای کلام ایشان هیچ گونه تغییری حاصل نشده بود؟ خواننده حتی اگر فرصت نداشته باشد که با مراجعه با اصل متن به تطبیق ساده بپردازد آیا انتظار دارید که به سهولت بپذیرد که در متن جابه جایی صورت بگیرد.در فراز دیگری از این جوابیه به تناقض موجود در عزل آیت الله منتظری اشاره شده و آمده است: اخیرا تلاش می شود تا تاریخ انقلاب اینگونه جعل شود که آیت الله منتظری به دلیل انتقادات فراوان از انحرافات در مدیریت کشور و دفاع از حقوق مردم، حتی مخالفان نظام از سوی امام عزل شده که، ارائه چنین تصویر خلاف واقع از امام در شکل گیری نگاه کسانی که آن ایام را درک نکرده اند یا مطالعه چندانی پیرامون علت واقعی عزل آقای منتظری ندارند بی تاثیر نخواهد بود. سلیمی نمین در ادامه از اختفا کاری انتقاد و آورده است: راوی در خاطرات سال ۱۳۶۳ مدعی می شود که تصمیم اصولی برای حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی گرفته شد و امام هم موافقت کردند اما در انتهای همین کتاب راوی فراموش می کند که چه روایتی را از خود به ثبت رسانده است لذا مجددا ادعا می کند که قرار است در صورت پیروزی در عملیات شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروری از سوی ایشان به امام داده شود. در ادامه به تناقض های موجود در مک فارلین اشاره و تصریح شده است: در روایت آقای علی هاشمی برادزاده راوی محترم ایشان با دوستانشان برای تفریح به بلژیک رفته بودند که آمریکایی ها با او تماس می گیرند اما در روایت آقای محسن هاشمی، علی به همراه همسرش برای معالجه به لندن رفته بود که به وسیله کاردار ایران به امریکایی ها مرتبط می شود. وی از ارائه اطلاعات غلط به امام انتقاد و تصریح می کند: اعضای محترم خاندان هاشمی که اصرار بر پنهان نگهداشتن خطاها دارند می توانند ارائه اطلاعات غلط به امام در مورد سفر علی هاشمی به آمریکا را از طریق مرحوم حاج احمد آقا را کتمان کنند؟ |
![]() |
![]() |
![]() |
جنبش سبز مدتهاست که مرده
|
![]() |
بسیاری از مقامات آمریکایی معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز2 می باشد.
پایگاه اینترنتی فصلنامه "فارین افرز" ارگان شورای روابط خارجی آمریکا در مقاله ای تحت عنوان «جنبش سبز 2 چگونه حمایت آمریکا از مخالفین می تواند منجر به پیروزی آنها شود؟» منتشر کرد که در آن بر لزوم ادامه حمایت آمریکا از جنبش سبز تأکید کرد.این مقاله در استدلالی بیان می دارد: «شورش مصر سبب از بین رفتن ترس برخی از مخالفان ایرانی شده است؛ مشاهده حمایت اوباما از مصریان در مواقع بحرانی این شورشِ چند هفتهای مصر، بسیاری از فعالان ایرانی را متقاعد ساخته است که پشتیبانی اوباما این نیرو را به مخالفان ایرانی میدهد تا پس از یک مدت زمان طولانی بتوانند با مقامات و حاکمان مجددا مقابله کنند.» این مقاله که حمایت مطلق آمریکا از دیکتاتورها قبل از سقوطشان را نادیده می گیرد می افزاید: «هر چند اوباما برای حمایت از شورش مردم مصر چند روزی صبر کرد، اما وی با انجام این کار این پیام را فرستاد که آمریکا به ارتش مصر فشار نخواهد آورد تا حسنی مبارک را بر سر قدرت نگه دارد و این امر سبب جرات بخشیدن به مخالفان مصر شد. یک چنین حمایتی میتواند در مورد ایران نیز کارساز باشد.» این مقاله ضمن اذعان به اینکه آمریکایی بودن، لکه ننگ هر جنبشی است می گوید: « اکنون بعد از وقایع پس از انتخابات ایران در سال 2009، دیگر درست نیست که بگوییم حمایت آمریکا از جنبش مخالفان ایران سبب لکهدار شدن این جنبش میشود زیرا مشخص شده است که شورش مصر و قیامهای منطقه خاورمیانه، مردمی، محلی، و مستقل از آمریکا میباشند. با این وجود، باید دید که آیا آمریکا آماده است تا به همان صورت که از معترضان مصری حمایت کرد از جنبش سبز نیز حمایت کند.» ارگان شورای روابط خارجی آمریکا همچنین با اعتراف به مرگ جنبش سبز می افزاید: «بسیاری از مقامات آمریکا معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. با این حال، آمریکا خیلی زود جنبش سبز را در سال 2009 کنار گذاشت. تغییرات اساسی نیاز به زمان دارد. در واقع، ممکن است ایرانیان برای مقابله با رژیم خود خیلی بیشتر از مصریان نیازمند حمایت آمریکا باشند.امروز شاید تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز 2 باشد.» این مقاله یکی از راههای حمایت مجدد آمریکا از جنبش سبز ایران را تامین فناوری مورد نیاز برای مخالفان عنوان کرد: «اگر فناوری سطح بالایی در اختیار مخالفان حکومت ایران قرار گیرد آنها خواهند توانست تا با دولت مقابله کنند.» این مقاله بر لزوم نامرئی بودن حمایت آمریکا از جنبش سبز تاکید کرد و گفت: «حمایت غرب از جنبش سبز میتواند سبب تقویت مخالفان گردد اما به شرطی که واشنگتن سعی نکند رژیم فعلی را با حکومتی به سبک دموکراسی غربی عوض کند و از این رو آمریکا نباید به مردم ایران شکل حکومتشان را دیکته کند.» این مقاله با استناد به یک نظرسنجی ادعا کرد: طبق نظرسنجی اخیر تلفنی موسسه صلح بینالملل از مردم ایران، اکثر مردم ایران خواستار ایجاد روابط نزدیکتر با آمریکا هستند. بر اساس گزارش ارگان شورای روابط خارجی آمریکا مقامات واشنگتن اظهار داشتهاند که از این به بعد زبان محکمتر، بخشی از رویکرد رسمی واشنگتن نسبت به ایران خواهد بود. چنانچه هیلاری کلینتون در صحبتهای اخیرش در مورد حوادث ایران گفته است: «ما باید کاری کنیم که نظام سیاسی ایران، صدای مخالفان ایرانی را بشنود». |
![]() |
![]() |
![]() |
اخراج از کلاس به جرم حفظ حجاب در ایران!
|
![]() |
هفته گذشته طی اقدامی عجیب و هتاکانه یکی از اساتید دانشکده شیمی دانشگاه تربیت معلم دانشجوی دختر را به دلیل استفاده از پوشش چادر از آزمایشگاه اخراج کرد.
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، روز 2 اسفند پس از حضور یکی از دانشجویان محجبه همراه با چادر در آزمایشگاه دانشکده شیمی استاد "ا.ش" با بیان این جمله که " اگر می خواهی با چادر در کلاس حاضر شوی دیگر سر کلاس من نیا " وی را از کلاس اخراج کرد. لازم به ذکر است که این عمل شنیع در حالی روی داد که متاسفانه با تسامح مسئولین دانشگاه موارد دیگری نیز از اینگونه اقدامات ضد اسلامی در دانشگاه تربیت معلم دیده شده است. دانشجویان دانشگاه تربیت معلم با محکومیت شدید این عمل سخیف خواستار برخورد شدید مسئولان با این فرد هتاک شدند. نکته قابل ذکر آنکه قانون منع استفاده از چادر در آزمایشگاه ها و بخش های پزشکی در سایر دانشگاه ها همچون دانشگاه شاهد باعث ایجاد تنش برای دانشجویان محجبه و چادری شده و بارها نمونه این اتفاق رخ داده است. به نظر این رفتار رضاخانی اساتیدی چون "ا.ش" جز با برخورد مستقیم و صلبی با این افراد و رفع قوانین منع حجاب در آزمایشگاه ها و بخش های پزشکی قابل حل نیست. |
![]() |
![]() |
![]() |
دغدغه دکتر بروجردی تبیین وجوه ناشناخته امام خمینی بود
|
![]() |
مرحوم دکتر محمود بروجردی، داماد حضرت امام خمینی(ره) و همسر خانم زهرا مصطفوی روز شنبه درگذشت. کلمه: سید علی قادری یکی از دوستان اوست که می گوید از زمانی که پنج ساله بوده مرحوم بروجردی را می شناخته است. وی که در دوره هایی در وزارت امور خارجه همراه داماد امام(ره) بود خاطرات بسیاری از این مرحوم دارد. نویسنده کتاب خمینی روح الله، از دغدغه های بروجردی می گوید؛ دغدغه کشف وجوه ناشناخته امام خمینی (ره). چرا که وی معتقد بود اگر خاطرات و تحلیل های بزرگان جمع آوری نشود نسل بعد ضرر خواهند کرد.
آقای قادری! از چه هنگام با مرحوم دکتر بروجردی داماد حضرت امام(ره) آشنا هستید؟بنده اولین بار ایشان را سال 37 هنگامی که پنج سالم بود دیدم. ایشان برخی سال ها برای ییلاق به منطقه امام زاده قاسم شمران می آمد. من یک مرد کراواتی بسیار خوش پوش و رفتار را می دیدم که به منزل امام رفت و آمد می کرد. هنگامی که به وی سلام می کردی با روی باز پاسخت را می داد. آن سال متوجه نشدم که نام این آقا چیست ولی سال 41 هنگامی که به فاصه یک باغ و یک منزل همسایه ما در منطقه امام زاده قاسم تهران شدند متوجه شدم که ایشان داماد آقا هستند. بار دیگر کجا ایشان را ملاقات کردید؟بعدا ما کمتر ایشان را می دیدیم تا اینکه حادثه زلزله بویین زهرا اتفاق افتاد. در آن هنگام همه مردم تلاش داشتند به نوعی به مردم زلزله زده این شهر کمک کنند. منزل امام(ره) نیز تبدیل به محل جمع آوری کمک های مردمی به مردم زلزله بویین زهرا شده بود. مرحوم تختی نیز به منزل امام رفت و آمد می کرد. پسر شهید مدرس نیز امام زاده قاسم بود. امام زاده قاسم؟امام زاده قاسم محله ای کنار جماران است. من متولد آنجا هستم و امام گاهی تابستان ها به آنجا می آمدند و همسایه ما می شدند. من آنجا آقای بروجردی را می دیدم. در سال 42 که زلزله اتفاق افتاد امکانات و کمک های مردمی زیادی در منزل امام جمع شده بود که من ایشان را آنجا کنار مرحوم تختی و پسر شهید مدرس می دیدم. آن موقع ایشان کراوات خود را در آورده بودند و آستین های خود را بالا زدند و همراه با بقیه کمک می کرد تا وسایلی که مردم کمک می کردند را بار کامیون ها کنند. آن موقع تنها با همدیگر سلام و علیک می کردیم. خاطرم هست یک بار آقای دکتر بروجردی یک پاکت انگور خریده بود و با خود می آورد که بخشی از پاکتش پاره شده بود و اطراف آن زنبور جمع شده بود که منظره بانمکی برای من بود. این ها خاطراتی است که باید مفصل نشست و آن ها را نوشت. یعنی لطافت این خاطرات با نوشتن است و با شفاهی گفتن خیلی نمی توان لب کلام را ادا کرد. چه خاطره ای از دوران بعد انقلاب از ایشان دارید؟این جریان گذشت تا بعد از انقلاب که به تدریج یک سری آشنایی بین من و ایشان به وجود آمد. مخصوصا زمانی که حضرت امام به خیابان دربند آمدند و در جماران مستقر شدند. این منطقه حوزه استحفاظی ما بود. من مسئول کمیته انقلاب شده بودم؛ مسئول کمیته ناحیه پنج یعنی تجریش به بالا بودم. امام خمینی(ره) نیز آنجا ساکن شده بود که ما مرتب حاج احمد آقا و دکتر بروجردی را می دیدیم و گفت و گوهای خاصی با هم داشتیم. تا سال 68 که دکتر بروجردی به دفتر مطالعات سیاسی، بین المللی وزارت امور خارجه آمدند. من آن هنگام مسئول دفتر مطالعات سیاسی، بین المللی وزارت امور خارجه بودم. ایشان آمدند و مسئولیت گروه ایران شناسی دفتر را پذیرفتند. البته قبلا ایشان قائم مقام وزارت خارجه را نیز بر عهده داشت. یعنی همان اوایل کار که بنده در وزارت خارجه نبودم ولی بعد از اینکه ایشان به دفتر مطالعات آمدند ارتباطات ما زیادتر شد. به طوری که معمولا ما ناهار را با هم می خوردیم و همیشه کنار همدیگر بودیم. خاطرم هست گاهی برای نماز دکتر بروجردی می ایستادند و من به ایشان اقتدا می کردم و گاهی من می ایستادم جلو و دکتر بروجردی به من اقتدا می کرد. منظورم این است که روابط ما صمیمی شده بود. ایشان همچنین در شورای تحقیقات وزارت امور خارجه نیز عضو بودند که آنجا نیز گاهی چهار الی پنج ساعت با هم بودیم. در طول چند سال که با هم بودیم بیش از چهار الی پنج هزار خاطره از حضرت امام از ایشان شنیدم. ایشان بعد از اینکه به عنوان سفیر راهی فنلاند شدند شما همراه ایشان بودید؟خیر. ایشان قبل از اینکه به فنلاند بروند مشاور وزیر شدند که من هم همین سمت را داشتم. یعنی بعد از فارغ شدنم از دفتر مطالعات وزارت امور خارجه ایشان نیز از دفتر ایرانشناسی دفتر مطالعات بیرون آمدند ولی هر دو مشاور وزیر بودیم. در جلسات وزیر هنگامی که همدیگر را می دیدیم با هم گپ و گفت داشتیم و از هر دری حرف می زدیم. بعد از اینکه ایشان به فنلاند رفتند دیگر ما از هم جدا شدیم و ارتباطی نبود ولی گهگاه از طریق تلفن یا دوستان مشترک حال همدیگر را می پرسیدیم. آخرین باری که همدیگر را دیدیم به سال گذشته باز می گردد که برای یک سمینار راجع به حضرت امام(ره) به مشهد دعوت شده بودیم که یک صبح تا شب به صورت مفصل با هم حرف زدیم. ویژگی اخلاقی ایشان چگونه بود؟نکته ای که باید اشاره کنم این است که سن ایشان خیلی بیشتر از من بود و من در حد فرزند ایشان بودم ولی ارتباط ما خیلی نزدیک بود. البته نه تنها با من بلکه ویژگی شخصیتی شان طوری بود که با همه صمیمی بود. رفتار ایشان طوری بود که با همه رابطه برقرار می کرد و از جمله افرادی بود که روابط عمومی شان بسیار عالی بود و با برخی نیز خیلی زود صمیمی می شد. مخصوصا ایشان چون می دانستند من در حال کار پژوهشی و علمی راجع به امام(ره) هستم؛ آقای بروجردی علاقمند بودند تا در انتقال مطالب به من کمک کنند. آقای قادری! ایشان از انتساب خود به بیت امام خمینی(ره) در اخذ جایگاه های اجتماعی استفاده نمی کرد؟ ایشان نه تنها از جایگاه خود در بیت حضرت امام (ره) استفاده نمی کردند بلکه اینقدر برای شان عادی بود که اصلا متوجه نبودند که داماد رهبر انقلاب هستند. ایشان نه اینکه از داماد امام بودنش استفاده نمی کرد بلکه به هیچ وجه در رفتار خود نشان نمی داد. این نشان دهنده نهایت تواضع وی بود. تنها هم به ایشان خلاصه نمی شد. در تمام اعضای بیت امام این خصوصیت جریان داشت. مثلا اگر با حاج احمد آقا نیز برخورد می داشتید این خصوصیت را در ایشان می دیدید. از دکتر بروجردی و حاج احمد آقا بیشتر، دختر حضرت امام(ره) تواضع داشت. ایشان علی رغم اینکه دختر امام بودند ولی هیچ گاه نخواست از آن استفاده کند. خانم زهرا مصطفوی استاد خانم من در دانشگاه بودند. اگر کسی ایشان را نمی شناخت به هیچ وجه متوجه نمی شد که این خانم دختر حضرت امام خمینی (ره) هستند. یعنی اینقدر رفتار ایشان عادی و صمیمی بود کسی نمی توانست حدس بزنند که ایشان با امام رابطه ای دارند. خیلی جالب است اشاره کنم هنگامی که از خانم من امتحان ترم به عمل آورد نشست و با خانم بنده در خصوص منطق سر ورقه بحث کرده بود. آقای دکتر بروجردی نیز همین طور رفتار می کردند. هنگامی که بحث ایران شناسی پیش می آمد ایشان خیلی بلندنظرانه برخورد می کردند و از تنگ نظری ابا داشتند. البته بلند نظری ویژگی اصلی اکثر اطرافیان امام خمینی(ره) و نزدیکان ایشان است ولی در ایشان خیلی پررنگ بود. تا آنجا که توان داشت سعی می کرد یک خصوصیت مثبت در یک فرد معمولی پیدا کرده و آن را به رخش بکشد. این کار بسیار جالب است که خصوصیت دکتر بروجردی بود. به هیچ وجه غیبت نمی کرد. در سال های اخیر چقدر با دکتر بروجردی ارتباط داشتید؟تابستان سال گذشته آخرین ارتباط من با ایشان بود. البته به صورت تلفنی و واسطه نیز ارتباط داشتیم اما اینکه نشسته و از هر دری با همدیگر حرف بزنیم و در خصوص مشکلات صحبت کنیم پارسال شهریور در مشهد پیش آمد که خیلی طولانی شد. در این ملاقات آقای بروجردی در خصوص فعالیت های چند ساله اخیرش به شما چه گفتند؟ایشان اخیرا زیاد فعالیت نداشتند. مقداری بیمار شده بود و نزد پزشک رفت و امد داشتند. مشکلات دیگری داشتند و خیلی حال شان خوب نبود. ولی علی رغم این مشکلات همچنان سر کارشان حاضر می شدند و علاقمند به فعالیت بودند. تا آنجا که می دانم ایشان مدتی مسئول مرکز گفت و گوی تمدن ها بودند. آقای دکتر بروجردی یک مسئول دفتری داشتند که همسایه ما هستند. گاهی هم حال و احوال همدیگر را از طریق مسئول دفترشان می پرسیدیم و ارتباطات این طوری برقرار می شد. مسئول دفتر ایشان نیز همیشه از ایشان به خوبی یاد می کرد. گاهی اوقات ما با هم پیپ می کشیدیم. سال گذشته که با همدیگر صحبت کردید دغدغه ایشان راجع به مسایل روز چه بود؟ما یک دغدغه مشترک داشتیم که آن باعث می شد خیلی با همدیگر صحبت کنیم. این دغدغه مشترک ما این بود که باید بخش هایی از اندیشه امام که هنوز جامعه موفق به آشنایی با آن نشد را به مردم نشان دهیم. امام خیلی بزرگ تر از آن است که اکنون در کتاب ها و سمینارها و ... گفته می شود. دغدغه بروجردی کشف وجوه ناشناخته حضرت امام(ره) بود. ایشان دغدغه داشت اگر بزرگان ما مثل امام خمینی (ره) بروند و مطالب، خاطرات، تحلیل هایشان استخراج و جمع آوری نشود آن وقت نسل بعدی بسیار ضرر می کند. آقای بروجردی نسبت به جمع آوری خاطرات امام بسیار دغدغه داشتند که من به ایشان توصیه کردم که بروند به موسسه تنظیم و نشر آثار امام و خاطرات خود را بیان کنند که همان طور خبر دارم ایشان این کار را کرده بودند و به موسسه تنظیم و نشر آثار امام رفته و خاطرات خودشان را گردآوری کرده بودند. ولی ظاهرا هنوز منتشر نشدهبله، تنها گردآوری شده است. هنوز منتشر نشده است ولی مفصل گفته اند. من نیز خاطرات مفصلی از ایشان دارم که هنوز موفق نشده ام آن ها را مکتوب کنم. من هرچه نوشتم راجع به شخصیت امام نوشتم. باید روزی بنشینم و خاطراتی که به صورت مفصل برای من گفتند مکتوبش کنم. بالاخره ایشان انسان مثبتی بودند. خوش اخلاق، مثبت نگر و کسی که به هیچ وجه خود را داماد امام نمی دانست. طوری رفتار می کرد که کسی نفهمد به شخصیتی وابسته است. سعی می کرد حرمت امام را نگه داشته و از وی سوء استفاده ای نکند. نه تنها سوء استفاده نمی کرد بلکه عزت نفس بالایی داشت. |
![]() |
![]() |
![]() |
مواضع هاشمی متناقض است/ تفاوت خطبههای 29خرداد رهبر انقلاب با سخنان تیرماه هاشمی زمین تا آسمان است
|
![]() |
مواضع هاشمی متناقض است/ تفاوت خطبههای 29خرداد رهبر انقلاب با سخنان تیرماه هاشمی زمین تا آسمان استآیت الله حیدری گفت: آقای هاشمی از یکطرف عنوان می کند به ولایت فقیه مقیدم، هر کاری که ایشان دستور بدهند انجام می دهم و در صورتی که حرف و نظرم مخالف نظر رهبر انقلاب باشد اعتباری ندارد اما از سوی دیگر مواضع متفاوتی را اتخاذ می کند.
![]() آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه روز گذشته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از آنکه از حضور قطعی خود در انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان خبر داد، گفت که هرگز به دنبال پُست و مسئولیت نیست و علت حضورش در پست های متعدد از ابتدای انقلاب تاکنون "دستور و تکلیف" امام راحل و رهبر معظم انقلاب بوده است. سخنان آقای هاشمی درباره پیرویاش از دستورات رهبر انقلاب با ابهامات مختلفی روبرو شده است. به اعتقاد منتقدان آقای هاشمی، رهبر معظم انقلاب بارها به خواص تکلیف کرده اند که مرز خود را با جریان فتنه و سران وابسته آن مشخص کنند اما آقای هاشمی در 20 ماه گذشته این تکلیف را هرگز اجابت نکرده که حتی در مواردی موضع مقابل آن را گرفته است. در همین راستا، آیت الله محسن حیدری (آل کثیری)، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به سخنان روز گذشته رئیس مجلس خبرگان گفت: قظعا در مواضع و سخنان هاشمی تناقض و اشکال جدی وجود دارد. به گفته عضو مجلس خبرگان رهبری آقای هاشمی از یکطرف عنوان می کند به ولایت فقیه مقیدم، هر کاری که ایشان دستور بدهند انجام می دهم و در صورتی که حرف و نظرم مخالف نظر رهبر انقلاب باشد اعتباری ندارد اما از سوی دیگر مواضع متفاوتی را اتخاذ می کند. آیت الله حیدری تصریح کرد: باوجود اینکه آقای هاشمی در جلسات مجلس خبرگان و جلسات خصوصی اش می گوید ولایت فقیه را قبول دارم و ایشان را رهبری بی بدیل می دانم اما در عمل رویکرد دیگری را در پیش می گیرد. نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری گفت که "به عنوان نمونه میان مواضع 29 خرداد 88 رهبر معظم انقلاب با خطبه های 26 تیر هاشمی از زمین تا آسمان تفاوت دارد." وی در پایان عنوان کرد: آقای هاشمی نه تنها از مواضعش در مقابل جریان فتنه کوتاه نیامده و در محکومیت سران داخلی فتنه موضع شفافی نداشته است بلکه همچنان بر خطبه های خود در روز 26 تیرماه تاکید دارد. |
![]() |
![]() |
![]() |
این دستغیب آن دستغیب نیست /شهید دستغیب: اگر علی محمد برکنار نشود شیراز را ترک میکنم
|
![]() |
در حالی که نزدیک شدن به اجلاسیه اسفندماه خبرگان بحثهای دامنه داری را در رابطه با ریاست این مجلس براه انداخته است و همن امر موجب شده تا جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی دست به طراحیهای گسترده برای جلوگیری از تصمیم خبرگان ملت نسبت به تغییر ریاست آن شوند، ![]() کلمه: علی محمد دستغیب که اطرافیان او و رسانههای بیگانه از عنوان آیت الله و مرجع تلقید! برای خطاب قراردادنش استفاده میکنند، با انتشار نامه سرگشاده ای تلاش کرد تا در آستانه این اجلاسیه، خوراک مناسبی از مباحث ضد انقلابی در اختیار رسانههای مخالف نظام قرار دهد. علی محمد دستغیب که به مدد استفاده از لقب دستغیب توانست به مجلس خبرگان راه یابد و پس از اظهارنظرهای ضد انقلابی خود و در حالی که اعضای خبرگان مصمم به اخراج وی از این مجلس بودند، به مدد التفاط رهبر معظم انقلاب در مسند نمایندگی این مجلس باقی ماند، در ماههای فتنه به عنوان یکی از مراجع تقلید ساختگی اهالی فتنه به ایفای نقش پرداخته است.
در همین زمینه نشریه 9 دی در شماره اخیر خود با انتشار گزارش مفصلی، به بیان نسبت علی محمد با شهید محراب سیدعبدالحسین دستغیب پرداخته و بنا بر پارهای گزارشات محلی، از احتمال تغییر فامیل این خواهرزاده شهید محراب از "عزیز سربی" به دستغیب خبر داده است. در این گزارش با نقل خاطراتی از شهید محراب آیت الله دستغیب به ارسال نامه ایشان به آیت الله مشکینی و شکایت از اقدامات مخوف باند علی محمد در استان فارس اشاره شده و به نقل از یکی از نزدیکان شهید محراب، از تهدید آن مرحوم مبنی بر ترک شیراز در صورت ادامه اقدامات علی محمد در دادستانی فارس خبر داده شده است. در ادامه این گزارش را می خوانید:
این دستغیب آن دستغیب نیست
ظهور در يك ظهر تابستاني
يك روز تابستاني سال 1387 بود كه دو ادعاي دوم خرداديها، نگاه تحليلگران سياسي را به خود جلب كرد. نخست؛ «در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري تقلب خواهد شد!» دوم؛ «دفتر علي محمد شيرازي با ايجاد يك پايگاه مجازي و انتشار رساله عمليه وي، او را مرجع، معرفي كرد.»
طبيعي بود كه از ابتدا كشف ارتباط مشخص بين «ادعاي زودهنگام تقلب» و «ادعاي ظهور يك مرجع تقليد» ساده نبود. "آيا اعطاي انبوه لقب «آيت الله» و «مرجعيت» خط سياسي مشخصي را دنبال ميكرد؟ چند روز پيش از آن هم از اعلام مرجعيت «بيات زنجاني» گزارشهائي منتشر شده بود. همزمان رسانههاي اجنبي با ولعي تمام، لقب «آيتالله» را به "محمد موسوي خوئيني ها"، "محمد موسوي بجنوري"، "حسين موسوي تبريزي"، "محمد تقي خلجي"، "فاضل ميبدي"،"مصطفي محقق داماد" و "محسن كديور شيرازي" و... اعطا ميكردند.
«خط سياسي» دريافت كنندگان اين القاب، مشخص بود همه در سلك جناح اصلاحطلب بودند. همان جناحي كه «ادعاي زودهنگام تقلب» را نيز مطرح ميكرد. پيوند دو ادعاي «تقلب» و «مرجعيت دستغيب» 10 ماه بعد بر همگان عيان شد. افق اين دو ادعا را پژوهشگراني كه از پيوندهاي نانوشته گروهكهاي همسوي چون «تبهكاران زنجيرهاي» و «مهدي هاشمي معدوم»، «مجمع موسوي خوئينيها»، «سازمان بهزاد نبوي» و... مطلع بودند، حدس ميزدند.
درباره نسب دستغيب
علي محمد بن علي اكبر بن علي محمد بن هدايت الله در ۲۳ اسفند ۱۳۱۳ در شيراز به دنيا آمد. او خواهر زاده شهيد محراب آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب است.
هواداران وي در پايگاه مجازي او نكاتي را براي معرفي او ذكر كردهاند كه قابل توجه است. از جمله در بخش زندگي نامه وي، با ارائه شجرهنامهاي، نسب وي را از طريق خاندان جليل دستغيب به زيد ابن امام زين العابدين ميرسانند. اما برخي گزارشهاي محلي درباره نسب وي روايت ديگري را ادعا ميكنند و ميگويند وي در نسب، اسم و حتي صنف، به خاندان جليل دستغيب مرتبط نيست. بلكه وي فرزند "عزيز سُربي" است كه پس از تغيير نام خانوادگي خود قصد بهره برداري از نام خاندان دستغيب را دارد.
به نظر ميرسد بايد براي نقد رفتار افراطي اطرافيان آقاي دستغيب به روايتهاي مستند تكيه كرد. براي اداي حق مطلب در خصوص نسب وي به پايگاه مجازي آيت الله سيد علي اصغر دستغيب، استناد ميكنيم. اين پايگاه در آبان ماه 1388 نوشت:
«شهيد بزرگوار... سيد عبد الحسين دستغيب... دو همشيره داشتند که يکي از آنها با آقاي سيد علي اکبر دستغيب و ديگري با آقاي عزيز سربي ازدواج کردند. مرحوم سيد علي اکبر دستغيب و مرحومه سيده همدم (نصرت الشريعه) دستغيب پسر عمو و دختر عمو بودند... و حاصل ازدواج ايشان سه پسر- آقايان سيد علي محمد، سيد محمد و سيد علي اصغر- و يک... دختر است. حضرات آيات سيد علي محمد و سيد علي اصغر دستغيب هم اکنون نمايندگان مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري هستند... بنابراين آقايان فوق الذکر هم از جهت پدري و هم از جهت مادري از سادات ميباشند. مرحوم آقای عزيز سربي سيد نبود و فقط همسر ايشان از سادات دستغيبي بودند، بعدها بعضي از فرزندان ايشان فاميل خود را از سربي به دستغيب تغيير دادند، لذا آنان از سيادت برخوردار نيستند.»
طرفداران علي محمد دستغيب در پايگاه او، وي را [تنها] مصداق ظهور مرجعيت پس از 80 سال در خاندان دستغيب قلمداد كردهاند. در واقع وي را سرآمد ديگر فضلاي اين خاندان شريف و حتي شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب، معرفي نمودهاند. (دستغيب دات آي آر. زندگينامه).
در اين مقال قصد مقايسه مقام علمي ديگر فضلاي اين خاندان جليل با وي را نداريم. اما پرهيز او از برگزاري يك مناظره كه بارها از سوي افرادي چون حجت الاسلام انجوي نژاد مطالبه گرديد و بي پاسخ ماند، نكته قابل تاملي است.
علي محمد دستغيب، از نوجواني با ارشاد دائي خود شهيد دستغيب به دروس حوزوي روي آورد.
دو مسجد و يك انقلاب اسلامي
در جريان انقلاب اسلامي و نيز سالهاي دفاع مقدس، دو مسجد در شيراز كانون فعال جوانان انقلابي بود. يكي مسجد «شيشهگرها» كه با هدايت آيت الله شيخ عبد الحسين حائري شيرازي(ره) و سپس فرزندش آيت الله محي الدين حائري فعاليت ميكرد و ديگري مسجد «آتشيها» بود که بعدها مسجد قُبا ناميده شد.
امامت مسجد اخير با آيت الله سيد ابوالحسن دستغيب - دائي ديگر علي محمد دستغيب - بود. وي در سال ۱۳۴۸ ش. امامت اين مسجد را به علي محمد سپرد. در اين شرايط گروهي تفرقه افكن با سوء استفاده از رقابتها و هيجانات جوانان انقلابي اين دو مسجد، كوشيدند توانائي شگرف اين دو سنگر توحيدي را مضمحل سازند.
این تكاپو با تلاش شبكههاي مخفي جاسوسي براي نفوذ در ميان گروههاي انقلابي و اضمحلال یا انحراف آنها ابعاد وسيعتري به خود ميگرفت. با اين وصف انقلاب اسلامي در سايه تفضلات الهي و مجاهدتهاي حضرت امام(ره) و ملت انقلابي ايران به پيروزي رسيد. بديهي بود كه بخش هائي از بازماندگان نامكشوف شبكههاي جاسوسي، ارتباطات خود را با محافل انقلابي تداوم بخشيدند تا فرصتهاي مقتضي را براي مهار انقلاب اسلامي در يابند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، علي محمد دستغيب مسئوليتهاي مهمي را در استان فارس بر عهده گرفت. وي مدتي "سرپرست پادگان هوابرد شيراز" و نيز "سرپرستي حزب جمهوري اسلامي در فارس" بود. با حكم آقاي منتظري به عنوان «رئيس دادگاه انقلاب استان فارس» و همزمان مسئوليت نمايندگي وي را در دانشگاه شيراز عهدهدار شد. وي سپس به مجلس خبرگان رهبري راه يافت. براي حضور در انتخابات اولين دوره اين مجلس، اجتهاد وي از سوي چند تن از جمله جلال الدين طاهري- امام جمعه مستعفي اصفهان- تائيد شد.
اميد و ناكامي
مناصب علي محمد دستغيب پس از انقلاب اسلامي، به "اطرافيان" وي ميدان عمل وسيعي داد. زماني كه وي در دادگاه انقلاب بود، "اطرافيان" زد و خوردهاي شتابزده وسيعي را به نام برخورد با ضد انقلاب و خوانين منطقه در پيش گرفتند و به تسويه حسابهاي شخصي و تصاحب املاك و اموال مردم پرداختند. تندروي آنها، شكوائيههائي را در پي داشت و موجبات نگراني شهيد دستغيب را فراهم آورد. آيت الله شيخ علي موحدي در اين خصوص ميگويد:
«سيد علي محمد دستغيب در سال 1360 قاضي دادگاه انقلاب بود که گروهي از عناصر چپ دور او نفوذ کرده بودند و کارهاي خلافي از جمله گرفتن زمينهاي مردم را انجام ميدادند که باعث ناراحتي و نگراني شهيد دستغيب شد و ايشان چند بار به سيد علي محمد دستغيب تذکر دادند ولي او قبول نميکرد و به راه خودش ادامه ميداد.»
موحدي شهادت شرعي ميدهد که شهيد دستغيب از فعاليت افراد مسجد قبا و خواهرزادهاش، راضي نبود و به آنها هيچ گاه روي خوش نشان نميداد. آن شهيد، با تداوم رفتار ظالمانه اطرافيان علي محمد دستغيب، طي نامهاي خطاب به آيتالله مشکيني- مسئول وقت گزينش و اعزام قضات - خواستار برکناري وي از دادگاه انقلاب شد. موحدي كه خود حامل اين نامه بوده، تصريح ميكند:
«من نامه را به قم بردم و وقتي نامه را به آيت الله مشکيني دادم ايشان پس از خواندن نامه گفتند که آقاي عبدالحسين دستغيب (شهيد آيت الله دستغيب) از عملکرد سيد علي محمد دستغيب در دادگاه شيراز ناراحت هستند و تهديد کردند که اگر ايشان را تعويض نکنم از اين جا(شيراز) ميرود. سيد علي محمد دستغيب وقتي از اين واقعه اطلاع پيدا کرد زود استعفا داد و به مکه رفت.»
چندي بعد سيد عبدالحسين دستغيب، در 18 آذر 1360 در حالي كه رياست حوزه علميه فارس، نمايندگي حضرت امام خميني(ره) در اين استان، امامت جمعه شيراز و توليت آستان مقدس حضرت شاهچراغ را بر عهده داشت، به شهادت رسيد.
آيا بين شهادت سومين شهيد محراب و باندي كه در اطراف علي محمد نفوذ كرده بودند، رابطه اي برقرار بود؟ در پي شهادت او، اطرافيان علي محمد دستغيب اميدوار بودند وي به جاي دائي خود به عنوان نماينده حضرت امام(ره) در استان و امام جمعه شيراز منصوب گردد. اما آيت الله محي الدين حائري شيرازي به اين مقام برگزيده شد. توليت آستان مقدس حضرت شاهچراغ نيز پس از شهيد دستغيب از سوي حضرت امام(ره) به آيت الله سيد مهدي دستغيب-برادر شهيد دستغيب- واگذار گرديد.
اين انتصابات، باند مخوف اطرافيان علي محمد دستغيب را تا حدودي ناكام ساخت. اما چنانكه خواهيم ديد آنها از مجراي ديگري بركشيده شدند.
فعاليتهاي علمي و آموزشي دستغيب، محمل مناسبي براي تحكيم موقعيت اطرافيان وي بود. آنها با تكيه بر خلا نظارت بر تاسيس و مديريت مدارس علميه استان، به توفيقات قابل توجهي نيز دست يافتند. البته موقعيت علمي و معنوي آيت الله شيخ حسنعلي نجابت شيرازي(ره) و برخي ديگر از فضلاي شيراز نيز بيش از آن بود كه علي محمد دستغيب در فارس موقعيت ممتازي داشته باشد.
در سال 1368 ش. آيت الله نجابت، دارفاني را وداع گفت و پيكرش در جوار مضجع شهيد دستغيب آرام گرفت. "اطرافيان" علي محمد دستغيب، وي را به گونهاي وارث علمي و فقهي آيت الله نجابت توصيف كردند.
از سال ۱۳۶۸ و همزمان با رحلت آيت الله نجابت وي به توصيه "اطرافيان" به تدريس خارج فقه و اصول نيز پرداخت. بازسازي مسجد قبا، تاسيس کتابخانه باقر العلوم(ع)، اداره مدارس علميه ابوصالح(عج)، مکتب الاخلاص، بيت الزهراء(س)، امام صادق(ع) - در بخش گويم از توابع شهرستان شيراز- فعاليت آموزشي-فرهنگي وسيعي را براي اطرافيان دستغيب مهيا ميساخت.
آنها پذيرش الگو، سرفصلها و هدايت مركز مديريت حوزه علميه قم را رد ميكردند و شعار "استقلال مدارس علميه خود از نفوذ حكومت" را سر ميدادند. آيت الله شيخ علي موحد عضو شوراي ناظر بر حوزههاي علميه استان فارس در اين باره ميگويد:
«کساني آمدند از اين خلاء موجود در تاسيس مدارس حوزههاي علميه استفاده و طلبه هايي را جمع و مدارسي را تاسيس کردند و عقيده دارند که خودشان هم بايد حاکم بر سياستهاي اين مدارس باشند و تقريبا وضع حوزه علميه سيد علي محمد دستغيب اينگونه است و ميخواهد خودش حاکم بر مدارس باشد. نماينده حوزه علميه قم براي بررسي وضعيت حوزه علميه وي به او مراجعه کرده و ايشان گفتند زير بار مصوبات حوزه علميه قم نميروند.»
اينگونه بود كه طي سال گذشته حاصل نظارت گريزي "اطرافيان" علي محمد دستغيب را در آشوبهاي مهيب و تهاجمهاي خونبار به مردم روزهدار در روز قدس عيان گرديد.
ميتوانيم براي آشنائي بيشتر با دستغيب، خود را جاي فتنه گران گذاشته تا ببينيم وي چه نقشي را ميتوانست براي فتنهگران ايفا كند.
صفحات تاريخ را به 8 سال پيش بر ميگردانيم. در خرداد 1381 هاشم آغاجري، با توهم "خود لوتر پنداري"! طي سخناني به ساحت مقدس ائمه هدي(س) و مراجع عظام اهانت كرد. گروهك بهزاد نبوي-سازمان منافقين انقلاب اسلامي- به جاي اينكه عضو خود را برجاي خويش بنشانند، طي بيانيهاي به حمايت از او برخواست. در پاسخ به اين اقدام، "جامعه مدرسين حوزه علميه قم" طي اطلاعيهاي "سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي" را فاقد مشروعيت توصيف و متدينين را از همكاري با آن برحذر داشت. اين گروهك كه خود را با بحران مشروعيت مواجه ديد، براي انحراف افكار عمومي، ايجاد يك شوك خبري در امت اسلامي را تجويز كرد.
ارسال توسط arman در پی انتشار بیانیهها واطلاعیههایی به نام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهراندر پی انتشار بیانیهها و اطلاعیههایی به نام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در فضای رسانهای، این تشکل دانشجویی اعلام کرد: با کمال تاسف شاهد بودیم که طی چند روز اخیر در فضای رسانهای و اینترنتی بیانیههایی با ادبیاتی غیرمنطقی و مشکوک با اسم انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران منتشر گردیده است. بازی فتنه سبز در پازل موساد
کشف ۳ تیم تروریستیمنافقین و ضدانقلاب در حرکت انتحاری جدید و طبق امریه صادره از خارج کشور نامه ای را منتشر و ادعا کردند خواستار تجمع اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس هستند. ![]() این رویکرد منافقانه که سرپوشی برای خوش خدمتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی است با حمایت بی نقاب رژیم صهیونیستی و دارودسته ریگی و مسعود رجوی و ربع پهلوی همراه شد. اما این دست و پازدن نابخردانه برای چیست؟ از این رو روزگذشته پس از اعلام حمایت تیم ریگی ربع پهلوی هم وارد بازی شد واز صهیونیست های وطنی در ایران حمایت کرد.این در حالی است که چند روز پیش سخنگوی کاخ سفید نیز با منافقین داخل ایران اعلام همبستگی کرده بود. اما این کار چند فایده اساسی برای اسرائیل دارد.از یک سو ماجرای تحرکات در مصر به حاشیه می رود.از سوی دیگر تصمیم دارند اینطور نمایش دهند که ایران که خود را حامی اسلام گرائی در مصر می داند از داخل همصدا با اسرائیل است و برای همین ساده لوحانه پادوهای خود را بسیج کرده اند. نشانهای قطعی برای مرگ آشوبهای خیابانی/ اوج یأس و ناامید در بدنه فتنهپروژه شعارهای شبانه که معمولا در نقاط شمالی شهر تهران صورت میگرفت، در روزهای اخیر حتی در این مناطق هم خریداری نداشت و محلههایی مانند سعادت آباد، شهرک قدس، پونک و ... زندگی عادی مردم در جریان است و مردم هیچ واکنشی نسبت به این هجمه تبلیغاتی فتنهگران نشان ندادهاند. تحلیلگران آمریکایی: جریان فتنه در ایران بی پشتوانه و بی فایدهتحلیلگران آمریکایی در سخنانی هرگونه اقدام نسنجیده سران فتنه را بی پشتوانه و بی فایده نام نهادند و تاکید داشتند که با وجود مجموعه هواداران نظام جریان فتنه مرده است. زد و خورد تازه در شکم درازگوش تروادر حالی که 13ماه از آخرین تحرک فتنه گران و رفتار انتحاری آنان در 6 دی 88(عاشورا) می گذرد، برخی منافقین جدید نظیر موسوی و کروبی طبق امریه صادره در همین زمینه سایت صهیونیستی بالاترین در مطلبی به خاتمی به خاطر سکوت در بازی اخیر انتقاد کرد و نوشت: آقای خاتمی کجا تشریف دارید؟ گویا سرتان شلوغ است. اما اگر فرصت شد و استخاره خوب آمد، شما هم یک کلمه در حمایت از راهپیمایی حرف بزنید. انتشار این قبیل پیام های عتاب آمیز خطاب به خاتمی در حالی است که وی چند روز پیش در یک نشست محفلی به صراحت گفته است: راهپیمایی اعلام شده بازی دو سر باخت است. بر فرض محال اگر نظام مجوز بدهد، ما در مقام قیاس در تمام ایران حتی به اندازه یک دهم جمعیت 22 بهمن تهران را هم نمی توانیم به خیابان بیاوریم و این به ضرر ما خواهد شد. وی همچنین گفته است: اگر هم نظام مجوز ندهد که نمی دهد، بخشی از طرفداران نمی آیند و فقط عده ای تندرو و اغتشاشگر می آیند که هزینه اش به پای ما نوشته می شود و حلقه فشار نظام بر ما تنگ تر خواهد شد. اما فقط خاتمی نبود که مورد ملامت هدایتگران رسانه ای فتنه قرار گرفت بلکه حزب مشارکت نیز که سعی داشت ضمن بیانیه ای، مدعی اصلاح طلبی طراحان راهپیمایی شود و ماهیت برانداز فتنه گران را کتمان نماید، مورد ملامت شدید شبکه عنکبوت قرار گرفته است. به عنوان مثال سایت بالاترین خطاب به نویسندگان حزب مشارکت نوشت: جناب حزب مشارکت! خیلی محترمانه! لطفاً خفه شو. ما غیر از سرنگونی نظام چیز دیگری نمی خواهیم. بالاترین در مطلب دیگری از قول سلطنت طلبان نوشته است: ما اگر سبزیم، سبز براندازیم و این پاسخ ما به بیانیه حزب مشارکت است. سایت ضدانقلابی خودنویس نیز در واکنش مشابهی نوشت: «جناب جبهه مشارکت، میشه لطفا...؟ ما چه قدر باید از دست شما و دار و دسته خاتمی و مهاجرانی و رفسنجانی که با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند، ضربه بخوریم؟ جناب خاتمی و مشارکت فعلا خفه شوید!» ابراهیم نبوی نیز که همزمان با روزنت (ارگان سلطنت طلبان) و جرس (وابسته به مهاجرانی) همکاری می کند، اقدام مشارکت را بی عقلی خوانده و نوشته: صدور این بیانیه نهایت بی درایتی و بی سیاستی بود، می گذاشتید دو روز قبل یا دو روز بعد! نه اینکه با یک کار غلط نیروها را دلسرد کنید، به این امید که شاید از فواید این موضع بهره ببرید. مگر خدای نکرده موسوی لال است یا کروبی خواب است که شما از طرف جنبش سبز سخن می گویید؟! یادآور می شود گروهک ورشکسته ای چون منافقین، بقایای ریگی و همچنین رضا ربع پهلوی- که این روزها سوگوار فرار حسنی مبارک نیز هست- در بیانیه های مشابهی از اقدام منافقانه موسوی و کروبی حمایت کرده اند. در این میان سایت صهیونیستی بالاترین بدمستی کرده و هویت واقعی این پروژه را لو داده است، آنجا که می نویسد: راهپیمایی داخلی باید با حمله نظامی آمریکا و اسرائیل همراه شود تا بتوان براندازی کرد. در حالی که موسوی و کروبی به دروغ مدعی حمایت از ملتهای مسلمان مصر و تونس [قیام علیه رژیم های وابسته به آمریکا و اسرائیل] شده اند، بالاترین از خارج کشور تاکید کرد: اگر به خیابان بیاییم، دوباره فریاد می زنیم نه غزه، نه لبنان. این ما بودیم که مچ بند سبز بستیم و توی خیابان فریاد زدیم نه غزه، نه لبنان... استقلال، آزادی جمهوری ایرانی... و مرگ بر جمهوری اسلامی. خاطرنشان می شود مقامات آمریکایی پس از اقدام نوکرمآبانه موسوی و کروبی بلافاصله از این اقدام حمایت کردند و مکررا از اینکه جمهوری اسلامی با اقتدار بساط آشوبگری مزدوران وابسته به گروهک ها را جمع نموده، ابراز نگرانی و ناخرسندی کردند.در این میان انتخاب روز 25 بهمن برای خودنمایی گروهک ها هم جالب توجه است، چرا که گروهک های ضد انقلاب در سال 57 نیز سه روز پس از پیروزی انقلاب تلاش کردند با نظام و انقلاب مقابله کنند اما با قدرت نمایی مردم، به حاشیه افتادند. رهبر معظم انقلاب چندی پیش با یادآوری این ماجرا فرمودند: «از اول انقلاب و در طول سالهای متمادی، کی ها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابسته به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال 88، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزاری های صهیونیستی کجا ایستاده اند؟ در داخل، جناحهای ضد دین، از توده ای بگیر تا سلطنت طلب، تا بقیه اقسام و انواع بی دین ها کجا ایستاده اند؟ یعنی همان کسانی که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنی کردند، سنگ زدند، گلوله خالی کردند، تروریسم راه انداختند. 3 روز از پیروزی انقلاب در بیست و دوم بهمن گذشته بود، همین آدم ها با همین اسم ها آمدند جلوی اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همان ها الان می آیند توی خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار می دهند! چیزی عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادی طلب بود، پشت سرشان همه دستگاههای ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخص ها را می فهمد؛ این چیزی است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را بجا نیاورده است؛ سجده شکر کنیم.» پادوئی موسوی برای صهیونیست ها محرزتر شد/ شعارهای فتنه از تل آویو رسیدسایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سناریو،زمان برگزاری و شعارهای راهپیمایی 25 بهمن که از سوی فتنه گران برگزار می شود را اعلام کرد.
سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سناریو،زمان برگزاری و شعارهای راهپیمایی 25 بهمن که از سوی فتنه گران برگزار می شود را اعلام کرد. کلمه : در حالی که پیش از این کلمه ، ار پادویی جریان میرحسین موسوی برای خارج کردن رژیم صهیونیستی از محاصره خبر داده و ارتباط گیری اردشیر امیر ارجمندی حلقه واسط موسوی با این رژیم را افشاء کرده بود،سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی با انتشار گزارشی صحنه گردانی این رژیم در برپایی راهپیمایی 25 بهمن و سرویس دهی جریان موسوی را بیش از پیش آشکار کرد. این سایت در گزارش خود با اشاره به برگزاری راهپیمایی 25 بهمن از تمهیدات صورت گرفته برای این روز خبر داده وبا بیان اینکه راهپیمایی مزبور از ساعت 15 تا 18 در تهران و شهرهای دیگرآغاز می شود ،مسیرهای راهپیمایی را انتشار داد. همچنین این سایت به نقل از خبرنگار خود شعارهای مورداستفاده فتنه گران را پیشاپیش به این شرح اعلام کرد: - «دموکراسی، مطبوعات آزاد و حقوق بشر، سه خواست ملت ایران است» دعوا میان حامیان موسوی و خاتمیانجمن قانون شکن تهران که نقش ویژه ای در فتنه88 در فضای دانشگاهی داشت این روزها به شدت پیرو راه مرشد خود خاتمی گشته و سیاست یکی به میخ یکی به نعل را در پیش گرفته است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، با اعلام تجمع میرحسین موسوی همسر تئوری پرداز "داماد لرستان" و مهدی کروبی نامزد بازنده از آرای باطله در روز 25بهمن، طیف دانشجویی این جریان نیز در آستانه این روز دست بکار شد و دو بیانیه تهدید آمیز منتشر کرد.
بیانیه اول که 23ام بهمن ماه با عنوان بیانیه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به مناسبت فرا رسیدن ۲۵ بهمن ماه توسط رسانه های منتسب به این جریان منتشر شد با فراخوان و اهانت آشکار به ولی فقیه به تجمع در این روز آورده بود: "ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی به نمایندگی دانشجویان تهران اعلام می داریم که بر طبق اعلام قبلی سران جنبش سبز در راهپیمایی دوشنبه بهمن ماه شرکت خواهیم نمود و به یاری خداوند متعال دوشنبه 25 خرداد ماه 1388 را دوباره تکرار خواهیم کرد." این بیانیه با اعلام حمایت از اغتشاش گران و هتاکان روز عاشورا نوشته بود: "سخن مان با سران حاکمیت و بالاخص سران دولت کودتا می باشد ، بی شک مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی خط قرمز های جنبش اعتراضی می باشند" دیروز نیز بیانیه دوم جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سایت های این جریان منتشر شد تاکید داشت که: "لذا ما از تمامی دانشجویان دانشگاه تهران و مردم عزیز و بزرگوارمان می خواهیم یک ساعت زود تر از وقت مقرر در بیانیه دیروز یعنی ساعت...با حضور گسترده خود در سر در دانشگاه تهران توطئه نهاد نمایندگی را خنثی نموده و ما را یاری نمایند. شکی نیست 25 بهمن ماه یک روز نخواهد بود و از فردا تا روز سقوط دولت کودتا دانشجویان دانشگاه تهران هر روزشان 25 بهمن خواهد بود." اما امروز و با وجود 2روز گذشت از انتشار این بیانیه های انجمن قانون شکن تهران، سایت رسمی این مجموعه با انتشار بیانیه سومی اعلام کرد: "برای اتمام حجت و تنویر اذهان عمومی کلیه مطالب مطروحه در این بیانیهها از اساس تکذیب میشود" به نظر می رسد انجمن تهران با ارزیابی از شرایط دانشگاه زمانی که متوجه شده است توان بسیج و تدارک تجمع را ندارد برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر بیانیه تکذیبه را منتشر کرده است چه اینکه این مجموعه می توانست همان روز23 بهمن یعنی مقارن با انتشار اولین بیانیه، این ادعا را تکذیب کند. چنددستگی و اختلاف نظر در طیف دانشجویی فتنه به حدی است که این مجموعه به همراه پیر و مرشد خود خاتمی فاز دیگری از فتنه را به منظور تجدید نیرو دنبال می کنند. سید محمدخاتمی در جلسه جمعه شب خود با تعدادی از چهره های اصلاحطلب ضمن انتقاد از فراخوان موسوی و کروبی برای تجمع 25 بهمن، این تاکتیک را منجر به اضمحلال بیشتر اصلاح طلبان دانسته و گفته است: اگر نظام مجوز برگزاری تجمع را ندهد - که نمیدهد - طرفداران ما نمیآیند و فقط عدهای تندرو و اغتشاشگر به صحنه میآیند که هزینه اش به پای ما نوشته میشود و نظام هم حلقه فشار را برای ما تنگتر می کند. رویه دانشجویی حامی خاتمی به گونه ای است که این طیف در قالبی جدید با طراحی مسابقه سودوکو و روبیک و کوهنوردی مطامع سیاسی خود را دنبال کرده و امروز در شرایطی که نتوانسته است جریانی را برای همراهی اغتشاش مهیا کند در روز آخر بیانیه ها را تکذیب کردند چه اینکه اگر شرایط به نفع این جریان بود هرگز تکذیبیه ای منتشر نمی شد. با این جال انجمن قانون شکن شریف و طیف همراه انجمن تهران فراخوان اغتشاش امروز را در برد تبلیغاتی خود نصب کرده و هیچ اعلام برائتی نکرده است. ضایع شدن سبزها در دانشگاه فردوسیاولین تدارک وسیع جریان به اصطلاح سبز برای تجمع مثلا گسترده در 25بهمن شکست خورد.
پیش از این سایت های ضد انقلاب جرس، گویا، ادورانیوز و دیگر سایتهای زنجیره ای اعلام کرده بودند به طور گسترده در دانشگاه فردوسی مشهد دانشجویان تجمع خواهند کرد.سایتهای سبز با بیان اینکه فعالان دانشجویی سبز دانشگاه فردوسی مشهد با اعلام حمایت از فراخوان تجمع رهبران جنبش، اعلام کردن در حمایت از مردم شجاع مصر و تونس، دوشنبه ۲۵ بهمن ماه ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه از مقابل درب دانشکده ی مهندسی تا میدان علوم این دانشگاه تجمع خواهند کرد؛ اما این تلاش بی نتیجه مانده و اولین اعلام تجمع با شکست مواجه شد. با وجود گذشت 3ساعت از اعلام تجمع در این دانشگاه، دانشجویان طبق روال هر روز بر سر کلاسهای درس خود حاضر شده و هیچ تجمعی در این دانشگاه صورت نگرفت. گفتنی است سایت های ضد انقلاب اعلام کرده بودند دانشجویان در دانگاه مشهد به شدت از نظام ناراحت هستند و ساعت 11صبح با تعطیلی کلاسهای درس و اعتصاب سراسری، تجمع خواهند کرد. این درحالی بود که ساعاتی پیش بالاترین عاجزانه نوشت: دوستان سبز عزیز خواهشا امروز را فراموش نکنید. حمايت کاخ سفيد از فتنه گران در توئيتر!کاخ سفيد براي حمايت از راهپيمايي غير قانوني 25 بهمن در توئيتر صفحه اختصاصي باز کرد.
کاخ سفيد براي حمايت از راهپيمايي غير قانوني 25 بهمن در توئيتر صفحه اختصاصي باز کرد.
به گزارش جوان آنلاين حمايت از راه پيمايي غيرقانوني و خارج از عرف 25 بهمن از سوي کاخ سفيد و با ابزارهايي نظير توئيتر در حالي رخ مي دهد که بسياري از گروهک هاي تروريستي نظير منافقين و رژيم اسرائيل نيز از برگزاري اين راهپيمايي حمايت کرده اند.چند روز پيش نيز سخنگوي کاخ سفيد در دخالتي آشکار در امور داخلي ايران خواستار دادن مجوز به اغتشاشگران شده بود! کاخ سفيد قبل از اين نيز حمايت هاي گسترده مادي و معنوي را از فتنه گران و اغتشاشگران داخل ايران داشته است. اين حمايت ها گرچه هر بار با رسوايي مواجه شده است اما کاخ سفيد دست بردار نيست و از هر تحرکي که در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي باشد، حمايت شديد خود را از هر طريقي ابراز مي کند. چنانکه از منابع موثق شنيده شده که دسته اي از شعارها براي تجمعات احتمالي در روز 25 بهمن به طور مستقيم از کاخ سفيد تنظيم شده و با واسطه فتنه گراني در خارج از کشور به دست سرکردگان تجمعات غيرقانوني در داخل کشور رسيده تا هرگونه حرکت و فريادي به طور هماهنگ و يکسان در راستاي اهداف و منافع آمريکا نشان داده شود. بنابر اين گزارش حمايت کاخ سفيد از راهپيمايي فتنه گران در 25 بهمن در حالي است که سران فتنه ادعا کرده اند اين تظاهرات باي حمايت از انقلاب مصر و تونس شکل خواهد گرفت. ناگفته نماند که حسني مبارک به عنوان مهره آمريکا و اسرائيل در مصر تلقي مي شد و اکنون که وي يک فراري محسوب مي شود، کاخ سفيد سياست تازه اي را در قبال وي اتخاذ کرده است؛ سياستي که البته بيش از هر چيز تناقض ادعاهاي سران فتنه را نشان مي دهد. خودکشی یک معتاد برای ضدانقلاب سوژه شدپروژه سوژه سازی برای تجمع سفارشی ضد انقلاب کلید خورد؛ مردی که به دلیل شکست عشقی و خوردن قرص و مشروبات الکلی تلاش داشت خودکشی کند،بهانه جدیدی برای داستان سرائی سبزها شد.
به گزارش جهان از صبح امروز خبری در میان سایت های منافقین و ضدانقلاب مبنی بر خودکشی سیاسی یک نفر در چهارراه قصر تهران منتشر شد و تلاش زیادی شد تا این حادثه عشقی را برای تحرکات بعدی دستاویز کنند. این درحالی است که فردي كه با بالارفتن از جرثقيل ثابت واقع در چهار راه قصر تهران اقدام به جوسازي كرده بود، مصرف زياد مواد مخدر و مشروب داشته و در حين تهديد به خودكشي نيز توهم توأم با ترس زيادي در وي مشخص بوده است. ساعتي پس از اين اقدام و در شرايطي كه ترافيك ناشي از تجمع مردم و حركت كند خودروها منطقه را كاملاً قفل كرده بود، يك جرثقيل ديگر به محل رسيد و اين فرد را پايين آورد. پس از بازداشت اين فرد مشخص شد كه در اثر مصرف زياد مواد مخدر حالت طبيعي ندارد و از نظر رواني دچار اختلال و توهم بوده است. مدیر آفتاب: خبر مجوز راهپیمایی جعلی است در پی انشار خبری در سایت خبری آفتاب مبنی بر صدور مجوز راهپیمایی برای امروز، مدیریت سایت آفتاب در تماس با خبرنگار تابناک این خبر را جعلی و انتشار آن را ناشی از هک شدن سایت آفتاب اعلام کرد.
مدیر سایت خبری آفتاب نیوز اعلام کرد، از صبح امروز سایت آفتاب با حنملات شدیدی مواجه شد و در نهایت سایت هک و مدیریت آن از دست تحریریه سایت آفتاب خارج شد و بلافاصله خبری مبنی بر صدور مجوز راهپیمایی منتشر شد که این خبر جعلی بوده و واقعیت ندارد.
مدیر آفتاب افزود: به دنبال هک شدن سایت افتاب، مدیریت فنی سایت بلافاصله اقدام به down کردن سرور کرد.
پسر کروبی هم به آقازاده لندن پیوستاسماعیل گرامی مقدم دو روز پیش در گفت وگوی تلفنی با تلویزیون بی بی سی فارسی به عنوان سخنگوی حزب اعتماد ملی اعلام کرد که درخواست مجوز از سوی موسوی و کروبی برای روز ۲۵ بهمن در واقع یک فراخوان عمومی است و نیازی به صدور مجوز ندارد.
وی که تا قبل از پلمپ شدن حزب اعتماد ملی به دلیل فعالیت های براندازانه دبیرکل آن مهدی کروبی به عنوان سخنگوی این تشکیلات شناخته می شد، با همین عنوان روز شنبه با بی بی سی گفت وگو کرد و سایت های جریان فتنه نیز بدون اشاره به اینکه او از ماه ها قبل از ایران فرار کرده است، به عنوان یک پسر شجاع از او یاد کرده اند. در عین حال، رسول منتجب نیا در گفتوگو با خبرنگار ما به عنوان قائم مقام حزب معلق اعتمادملی در مورد اعلام فراخوان برای راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه از سوی گرامی مقدم ملی اظهار داشت: پس از پلمب شدن دفتر مرکزی این حزب هیچگونه فعالیت رسمی نداشته وساختار آن بهم ریخته است. وی افزود: شورای مرکزی نیز که مرکب از ۶۱ نفر است، جلسه ای برگزار نکرده و طبعا مصوبه ای نیز نخواهد داشت، سخنگوی حزب تا زمانی سخنگوست که مصوبات شورای حزب را اعلام کند نه نظر شخصی خود یا فرد دیگری. منتجب نیا با بیان اینکه شورا هیچ جلسه و مصوبه ای را اعلام نکرده، گفت: اگر بپذیریم که گرامی مقدم سخنگوست، در صورتی باید اظهار نظر کند که شورای حزب جلسه برگزار کرده باشد. وی با تاکید بر رد نظر وی گفت: من اعلام می کنم که حزب در این مورد نظری ندارد و آقایان نظر شخصی خود را اعلام کرده اند. نه نظر حزب، نه سخنگو و نه قائم مقام حق ندارند از زبان یک تشکیلات گسترده و فراگیر بدون طی کردن مراحل اظهار نظر کند. **نظر شما در مورد فراخوان و بیانیه کروبی برای راهپیمایی چیست؟ ** حزب پس از انتخابات ریاست جمهوری سال قبل چه وضعیتی دارد؟ فوری/سبزها از پشت کامپیوتر درحال راهپیمایی
ارسال توسط arman منتجب نيا: حزب اعتماد ملي هيچ نقشي در فراخوان راهپيمايي (بيست و پنجم بهمن) نداشته و من آن را رد مي ك
رسول منتجب نیا درگفتگو باریفنادرمورد اعلام فراخوان براي راهپيمايي 25 بهمن ماه از سوي "گرامي مقدم "سخنگوي حزب اعتماد ملي اظهار داشت : پس از پلمب شدن دفتر مركزي اين حزب هيچگونه فعاليت رسمي نداشته وساختار آن بهم ريخته است وی افزود : شوراي مركزي كه مركب از 61 نفر است جلسه اي برگزار نكرده و طبعا مصوبه اي نيز نداشته . منتجب نياز افزود : سخنگوي حزب تا زماني سخنگوست كه مصوبات شوراي حزب را اعلام كند نه نظر شخصي خود يا فرد ديگري . رسول منتجب نيا با بيان انيكه شورا هيچ جلسه و مصوبه اي را اعلام نكرده گفت : اگر بپذيريم كه گرامي مقدم سخنگوي اعتماد ملي است در زماني بايد اظهار نظر كند كه شوراي حزب جلسه برگزار كرده باشد. وي با تاكيد بر رد نظرايشان گفت : من اعلام مي كنم كه حزب اعتماد ملي در اين مورد نظري ندارد و آقايان نظر شخصي خود را اعلام كرده اند نه نظر حزب. منتجب نيا افزود : نه سخنگو و نه قائم مقام حق ندارند از زبان يك تشكيلات گسترده و فراگير بدون طي كردن مراحل اظهار نظر كند. وي در خصوص فراخوان و بيانيه كروبي گفت :موضع ما همان موضع اولي بود كه در 22 بهمن از مردم دعوت كرديم و بنده به عنوان مسوول يكي از مبادي راهپيمايي از مسجد امام جعفر صادق (ع)همراه با علما و مردم مساجد مسير را طي و از انقلاب و آرمانهاي امام (ره ) دفاع كرديم ، ما همه ساله اينكار را انجام مي دهيم ، موضع ما دفاع از انقلاب و آرمانهاي امام در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است . منتجب نيا در باره مواضع حزب پس از انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت : دفتر حزب اعتماد ملي مدتي كوتاه پس از انتخابات پلمب و جلسات آن نيز به طبع اين تعطيلي برگزار نشد و ما هيچگونه نشستي نداشتيم تا موضعي اعلام كنيم . وي اظهار داشت حزب بجز يكي دو مرتبه اطلاعيه مناسبتي كه براي برخي ايام داده شد هيچ جلسه و موضعي نداشتيم . اگر در اينده قرار شد حزب فعال شود آنوقت شوراي مركزي پس از برگزاري جلسه مصوبات خود را اعلام مي كند. رسول منتجب نيا در مورد سايت سحام نيوز گفت : سحام نيوز ابتدا به عنوان سايت حزب اعتماد ملي تاسيس شد و مسووليت آن بر عهده "گرامي مقدم" بوده كه پس از تعطيلي حزب خوب بود اين سايت تعطيل مي شد و فعاليت نمي كرد . وي افزود : هركسي مي تواند سايت مستقل داشته باشد مثل خود من و متاسفانه سايت سحام نيوز همچنين فعال است و من به عنوان قائم مقام حزب اطلاعي از گرداننده يا گردانندگان آن ندارم . قائم مقام حزب اعتماد ملي با انتقاد از عملكرد اين سايت گفت : انتظار داريم اين سايت شخصي شود ، اعضاي حزب نبايد بدون دليل پاسخگوي مطالبي باشند كه نه اعضاي شورا و نه قائم مقام از اخبار و تحليلهاي آن اطلاع ندارند بنا براين چگونه مي توانند پاسخگوي آن باشند . من چند ماه يكبار و در صورت داشتن دسترسي و فرصت به سايت سري مي زنم اما غالبا از مطالب آن بي اطلاع هستم و كار گردانندگان آن را صحيح نمي دانم ، سايتي كه به نام حزب فعال باشد ، در زمان تعطيلي حزب قطعا بايد تعطيل شود. وي ادامه داد : راه اندازي سايت شخصي هزينه سنگيني ندارد ، اين سايت مي تواند شخصي باشد كه در اين صورت مسوول مطالب و تحليلهاي آن كساني هستند كه آن را مديريت مي كنند نه افراد بي اطلاع . منتجب نياز مواضع كروبي پس از انتخابات را نظر شخصي وي اعلام كرده و صحت و سقم آن را نيز بايد خودشان بگويند ، نظر ايشان شخصي است و حزب در اين قضايا مواضعي نداشته چرا كه حزبي نبوده كه بخواهد موضع گيري كند. وي افزود : من از موضع خود سخن مي گويم و نمي توانم در مورد مواضع ايشان سخن بگويم ، من شخصا پايبند مواضع امام ونظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي انقلاب هستم هر كسي عقيده خود را دارد و پاسخگوي عملكرد خود است . منتجب نيا نقش ضد انقلاب در جريان فتنه را پر رنگ خوانده و گفت : وقتي حركتي اعتراض آميز بوجود مي آيد طبيعي است گروهها و جريانهاي مختلف وارد عمل شوند ، اين اعتراض زماني كه به سطح جامعه پهن مي شود افراد فرصت طلب از هر گروه و با انگيزه هاي مختلف از فضا به نفع خود استفاده مي كنند و هر كس در راستاي عقايد خود وارد عمل مي شود. وي راهپيمايي 22 بهمن را يك اصل دانسته و افزود : من مردم را به شركت در آن دعوت كرده و اين روش سي و چند ساله من است و تا زنده هستم آن را ادامه خواهم داد. وي با تاكيد بر اينكه هيچ ارتباطي بين سايت سهام نيوز و حزب اعماد ملي نيست افزود : حزبي كه تعطيل است پس هيچ نشست و مصوبه اي ندارد . قام مقام حزب اعتماد ملي در خصوص فراخوان 25 بهمن گفت : من آن را رد مي كنم و حزب جلسه اي برگزار نكرده تا تصميمي گرفته شود و فراخوان اعلام كند . بازی فتنه سبز در پازل موسادجریان فتنه در حالی شعار حمایت از مردم مصر سر می دهد که میرحسین ، هم در جریان انتخابات و هم پس از آن ،بارها از گره زدن سیاست خارجی ایران به مسئله فلسطین و لبنان انتقاد کرده بود.
سرعت زلزله عظیمی که دو حکومت مستبد و وابسته به امریکا را در خاورمیانه ساقط ساخت آنقدر شدید بود که سیا، موساد و دستگاه جاسوسی انگلستان را از تحلیل حوادث و مدیریت مهندسی شده این رخدادها جا گذاشت. اعلام حمایت گروهک ریگی، منافقین و مقامهای کاخ سفید از یومالنفاقگروهک ریگی، منافقین، رضا ربع پهلوی و مقامهای ارشد کاخ سفید با حامیان مبارک که قرار بود برای خارج کردن او از انزوا به خیابان بیایند، اعلام حمایت و پیوستگی کردند. در حالی که مردم ایران در سراسر کشور از مراکز استانها گرفته تا شهرها و حتی روستاهای مختلف کشور، روز 22 بهمن به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین پیروزی بیداری اسلامی در مصر و تونس به خیابانها آمده و در حمایت از مردم مصر و انقلاب اسلامی راهپیمایی کردند، سران فتنه در اقدامی منفعلانه تلاش کردند تا با جدا کردن صف خود از صف مردم ایران، روز ولنتاین را روز اجتماع خود و حامیان فتنه به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس اعلام کنند. درخواست مجوز از دولت برای این حضور خیابانی اختلافهای زیادی در لایههای مختلف جریان فتنه ایجاد کرد و برخی از آنها معتقد بودند این کار مشروعیت بخشیدن رسمی به دولتی است که بیش از 20 ماه آن را نامشروع خواندهایم. در عین حال، سقوط مبارک نیز انگیزههای سران داخلی فتنه را برای این حضور خیابانی بهشدت کاهش داده و در حالی که این افراد قصد داشتند با برگزاری تجمع و خارج کردن مصر و حسنی مبارک از کانون توجه افکار عمومی و انتقال توجهها به سمت ایران متحد استراتژیک رژیم صهیونیستی را از بحران خارج کنند، پس از سقوط دیکتاتور مصر، انگیزه خود را از دست دادهاند. همچنین اختلافهای خاتمی با موسوی و کروبی نیز که از قبل وجود داشت، پس از این تصمیم آنها افزایش یافته است. همزمانی این فراخوان برای روز 25 بهمن با تجمع روز 25 بهمن 57 منافقین و سلطنتطلبان مقابل منزل امام نیز مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب در سخنان 19 دی سال گذشته خود فرمودند: «در داخل، جناحهاى ضد دین، از تودهاى بگیر تا سلطنتطلب، تا بقیهى اقسام و انواع بى دینها کجا ایستادهاند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در 22 بهمن (۲۵ بهمن ماه) گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده.» در عین حال، گروهک تروریستی ریگی با پخش ویدئویی، ضمن اعلام حمایت از فراخوان اغتشاش در روز 25بهمن اعلام کرد: ما کسانی را داریم که آمادهاند به سینههایشان بمب ببندند و این جنایتکاران را به سزای اعمال ننگین و منفورشان برسانند. رضا ربع پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران نیز با انتشار بیانیهای از فراخوان سران داخلی فتنه برای اغتشاش در روز دوشنبه حمایت کرد و گفت: امیدوارم که رژیم در مخالفت با راهپیمایی مسالمت آمیز شما برای شرکت در شادکامی مردم آزاده و آزاد شدهی مصر اصرار نورزد. همچنین مقامهای کاخ سفید نیز بهعنوان عناصر اصلی و طراح جریان فتنه در داخل ایران پس از ناکامی در حوادث سال گذشته و شکست بزرگ در برکناری متحد اصلی خود در شمال افریقا و مرزهای اسرائیل، از تجمع یوم النفاق حمایت کردند. تام دانیلون، مشاور امنیت ملی اوباما روز گذشته با صدور بیانیه ای از خواست برای تجمع مجوز داده شود. کاخ سفید روز جمعه نیز با مقایسه حمایت حکومت ایران از معترضان مصری و نحوه برخورد آن با مخالفان داخلی، جمهوری اسلامی را به "دورویی" متهم کرد. جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا هم در سخنانی از حکومت ایران خواست به برای راهپیمایی مجوز بدهد و زندانیان سیاسی را آزاد کند. رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید نیز گفت حکومت این کشور باید به مردم اجازه دهد تظاهرات مسالمت آمیز برگزار کنند. وی با اشاره به تحولات اخیر در ایران گفتحکومت این کشور از اراده مردم در هراس است. تامی ویتور سخنگوی شورای امنیت ملی ایالات متحده نیز گفته است که موج اخیر بازداشت ها و تلاش دولت ایران برای مسدود کردن مجاری بین المللی اطلاع رسانی نشانه دورویی رهبران ایران است. حمایت یکپارچه منافقین، گروهک ریگی، سلطنتطلبان و مقامهای کاخ سفید از درخواست عوامل داخلی فتنه در حالی است که آخرین حضور خیابانی جدی این جریان در سطح خیابان در روز عاشورای 88 بود که عوامل میدانی و حرمتشکن آن روز نیز عمدتاً از منافقین و بهاییها بودند. در مورد راهپیمایی 25 بهمن : به ما چه؟/درمورد راهپیمایی 25بهمن !رهبران جنبش سبز از ما خواستهاند در روز 25 بهمن به خیابانها بیاییم و از مردم مصر و تونس حمایت کنیم. راستش کمی تعجب کردم. چون هیچ نسبتی بین ما و کشورهای عربی وجود ندارد، زیرا: مشاورامنیت ملی امریکا آمریکا : در برابر حمله "سایبری" ایران آسیب پذیر استگری سیک، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، در میز گرد «چالش ایران» در «موسسه آسیا» در شهر نیویورک ضمن انتقاد از دیپلماسی آمریکا در برابر ایران، گفت: روش دولت آمریکا در قبال ایران، کشاندن مذاکرات به نقطهای بدون نتیجه و سپس تاکید بر این نکته است که ایران اهل مذاکره نیست. درخواست خانواده بهائیان از کمیسیون آزادی مذهبی امریکاخانواده بهاییانی که به جرم جاسوسی برای رژیم صهیونیستی و اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر میبرند، دست بدامان آمریکا شدند. تکرار تاریخ؛ تجمع «۲۵ بهمن ۵۷» ضدانقلاب در «۲۵ بهمن ۸۹»
طومار فتنهگری فتنه گران داخلی و طراحان خارجی فتنه ۸۸ اگرچه همان ۹ دی و ۲۲ بهمن سال گذشته پیچیده شد و با روشنگریها و هدایتهای رهبری معظم انقلاب، بصیرت عمومی و ریزش شدید حامیان داخلی سران فتنه را درپی داشت اما انتظار نداشته و نداریم که حامیان خارجی آنها که از اعضای گروههای سلطنت طلب، بهایی، منافقین و … هستند نیز ریزش داشته باشند؛ همانهایی که سالهاست بعنوان مزدوران آمریکایی- صهیونیستی منفور ملت ایران هستند. پس دور از انتظار نیست که با هر دست و پای زدنهای سران فتنه، بهانهای به دست دوستداران خارجی آنها افتد که با بزرگنمایی و وارونه جلوه دادن اتفاقات ایران اسلامی، به دنبال رسیدن به اهداف سی و دو سالهی خود باشند.
در آخرین تحرک سران فتنه میتوان به درخواست مجوز صدور راهپیمایی ۲۵ بهمن به بهانهی همبستگی با ملت تونس و مصر اشاره کرد که بار دیگر ذوق زدگی و حمایت شدید آمریکا و سران صهیونیستی و حامیان آنها را به همراه داشت تا جایی که آمریکا به دلیل عدم صدور مجوز این راهپیمایی توسط وزارت کشور اعتراض کرد! در بیانیهی تام دانیلون، مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری ایالات متحده که روز شنبه صادر شده است از حکومت ایران خواسته شده است به مردم ایران اجازه دهد همانند معترضان مصری از حق جهانی برگزاری اجتماعات مسالمت آمیز، تظاهرات و ارتباطات برخوردار شوند! اینکه چرا سران فتنه و اندک حامیان داخلی آنها حاضر نشدند همزمان با اقیانوس ملت در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال شرکت کنند و همبستگی خود را با ملت تونس و مصر اعلام کنند و روز دیگری را اعلام کردند قطعاً نشان از اهدافی غیر از آنچه در عیان بیان کردهاند دارد؛ تا جایی که بسیاری از حامیان آنها با تحرک در فضای اینترنت و شبکههای اجتماعی گویا دوباره فرصتی برای فتنه انگیزی، آشوب و شعارهای ساختارشکنانه علیه نظام یافتهاند تا با دعوت از مردم ایران شاید بتوانند بار دیگر حوادث تلخ روزهای اولیه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را تکرار کنند؛ اما زهی خیال باطل.
اگر به اهداف پشت پردهی چرایی انتخاب ۲۵ بهمن و همزمانی آن با روز والنتاین اشاره نکنیم و آن را اتفاقی (!) فرض کنیم اما اشاره به یک حادثهی تاریخی که دقیقاً سه روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ۲۵ بهمن سال ۱۳۵۷ روی داد میتواند عبرت انگیز باشد. روز ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ اتفاقی در خیابان ایران (که آن روزها محل اقامت امام بود) میافتاد، تجمعی اندک از ضدانقلاب جلوی اقامتگاه امام (ره) و سر دادن شعارهای ضدانقلاب و ضدامام! این تجمع را شاید بشود اولین تلاش عناصر ضدانقلاب و منافقین برای نابود کردن انقلاب دانست، اما تلاشی که هیچ ثمرهای نداشت و نهال تازهی اون روزهای انقلاب را هم به لرزه در نیاورد چه رسد به این روزها که درخت تنومند انقلاب ریشه در اعماق جان و دل انسانها پیدا کرده است و علاوه بر اینکه بیش از سه دهه از عمر آن میگذرد هر روز شادابتر از گذشته به رشد و بالندگی خود میرسد. بالندگی این انقلاب همین بس که این روزها علاوه بر اینکه جشن سالگرد خود را برگزار میکند، باید جشن صدور انقلاب و بیداری اسلامی را در کشورهای منطقه و شمال آفریقا را هم جشن گیرد. آنچه مهم است اینکه از روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون، هیچگاه موفقیتهای این کشور برای ضدانقلاب قابل تحمل نبوده و به هر بهانه به دنبال ضربه زدن به این کشور بوده و هستند؛ اما نکتهای که در میان جای تأمل دارد اینکه اینهایی که امروز علیه جمهوری اسلامی تقاضای مجوز میکنند و دنبال فرصتی مجدد برای دشمنی خود هستند همانهایی هستند که از همان روزهای اول انقلاب زیر پرچم مباره با امام و انقلاب ایستاده بودند و امروزه هم بوضوح مشاهده میکنیم که این سران قتنه و حامیانشان هستند که مقابل رهبری و انقلاب ایستادهاند.
بازخوانی بیانات رهبری معظم انقلاب در این زمینه میتواند بسیار قابل تأمل باشد، بیاناتی که علاوه بر اینکه نشان از هوشمندی و درایت رهبری انقلاب دارد سبقهی مخالفان امروز و دیروز انقلاب را به خوبی افشا میکند تا بتوان شاخص مهمی برای شناسایی دوست از دشمن را بدست آورد: « از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، کىها زیر پرچم مبارزهى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابستهی به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال ۸۸، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزارىهاى صهیونیستى کجا ایستادهاند؟ در داخل، جناحهاى ضد دین، از تودهاى بگیر تا سلطنتطلب، تا بقیهى اقسام و انواع بى دینها کجا ایستادهاند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همهی دستگاههاى ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخصها را میفهمد؛ این چیزى است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجدهى شکر کنیم.» معنای واقعی "ما بیشماریم" را ببینید+ عکستلاش گسترده و تبلیغات بیسابقه ضدانقلاب در ایالات متحده آمریکا برای تجمع در مقابل دفتر حفاظت منافع ایران در این کشور که در راستای حمایت از بیانیه اخیر سران جریان آشوب داخلی صورت گرفته بود، نهایتا به یک تجمع 30 نفره و سرد منتهی شد.
این تجمع که قرار بود به عنوان پشتیبانی اپوزیسیون از مهدی کروبی و میرحسین موسوی برگزار شود و اصلاحطلبانی همچون علی افشاری" هم در آن حضور داشتند، رسما به محل فحاشی کمتر از 30 نفر از اعضای سازمان گروهک تروریستی منافقین و سایر گروههای ضدانقلاب و سلطنتطلب به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. این حضور بیرونق درحالی بود که در هفته گذشته تبلیغات بسیاری بر روی این تجمع صورت گرفته بود و بسیاری از سایتهای اینترنتی وابسته به ضدانقلاب، این تجمع را پاسخ مثبت خود به آقایان موسوی و کروبی برای براندازی جمهوری اسلامی ایران نامیده بودند.
خلوتی این تجمع تا حدی بود که حتی تلویزیون دولتی انگلیس هم که تلاش مضاعفی برای پخش تصویر از اینگونه تجمعات دارد، تنها به انتشار یک گزارش تصویری از این موضوع در سایت اینترنتی خود بسنده کند؛ مسالهای که البته با جملات اغراق آمیز همیشگی بیبیسی همراه شده و تعداد تجمع کنندگان بیش از صدها نفر عنوان شده است! به گزارش شبکه ایران، پلیس ایالتی واشنگتن هم که در ابتدا در مقابل دفتر حفاظت از منافع ایران حاضر شده بود، پس از مشاهده انبوه! جمعیت، ترجیح داد تا نیروهای خود را مرخص کند و از آنها بخواهد تا به پایگاه خود بازگردند. همچنین حضور پررنگ سلطنتطلبها با نشان رژیم شاهنشاهی و هم صدایی اصلاحطلبان حاضر در این جمع با آنان از جمله مسائل جالبی بود که فعالان سیاسی را متوجه عمق وابستگی سران فتنه داخلی با اپوزیسیون خارج از کشور کرده است. دریوزگی و التماس: جون مادرتون فردا بیاید بیرون!عده ای اینترنت باز که فقط پشت مانیتور رایانه خود چریک هستند، همچنان به دنبال تحریک مردم و کاربران اینترنت هستند تا با تهییج این افراد مردم با به خیابان بکشند و خود در گوشه ای نشسته با سابیدن ناخن به هم و انتظار اخبار لحظه به لحظه اوضاع را مدیریت کنند. این افراد که هموراه خود جرات حضور در خیابان را نداشته و از پشت اینترنت حسابی شاخ و شانه می کشند سابقه نشان داده که همواره حتی در روزهای پس از انتخابات نیز فقط پشت سیستم خود نشسته و در حال آپلود خبر های کذب بودند و بخت برگشته آن مردمی که با تحریک این چریک پشت مانیتوری به خیابان امده به دنبال راهپیمایی هستند. بررسی های خبرنگار ما از اخبار منتشره در سایت های وابسته به مخالفن نظام حاکیست: مردم دیگر اعتمادی به این تهییج کنندگان افکار نداشته و تمام شانتاژهای گسترده وبلاگی، سایتی و ماهواره ای با بی اعتنایی صرف مردم و رسانه مواجه شده و کار تا جایی پیش رفته است که این وبلاگ ها و سایت ها به دریوزگی افتاده اند و چیزی نمانده که پیشنهادات بیشرمانه نیز برای حضور مردم در خیایان بدهند. تنفس مصنوعی برای زنده نگه داشتن فتنه در دانشگاههاتلاش فتنهگران برای آشوب در دانشگاهها در روز ولنتاین، در حالی صورت می گیرد، که در مراسمهای قبلی اغتشاشگران، برای زنده نگه داشتن فتنه در صحن دانشگاهها، با نه بزرگ دانشجویان مواجه شدند.
از دانشگاههای مختلف خبرهایی حاکی از تدارک جریان موسوم به سبز برای دعوت از دانشجویان جهت راهپیمایی غیرقانونی در روز دوشنبه 25 بهمن ماه رسیده است. در این ارتباط اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران از طریق ایمیل و اطلاع رسانی در صفحه فیس بوک خود، دیگر دانشجویان را برای حضور در این راهپیمایی دعوت و تهییج می نمایند.
این افراد در سطح دانشگاه با حضور در جمع های دانشجویی، و برقراری ارتباط کلامی، آنها را به این راهپیمایی دعوت می نمایند.همچنین از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز خبرهایی مبنی بر پخش اطلاعیه حضور در راهپیمایی غیر قانونی روز دوشنبه 25 بهمن ماه رسیده است.
بر اساس گزارش های رسیده، شنبه 23 بهمن ماه در سلف سرویس دانشجویی این دانشگاه اطلاعیه هایی بین دانشجویان توزیع شده بود که از دانشجویان برای حضور در راهپیمایی 25 بهمن ماه دعوت گردیده است.
علاوه بر این، اعضای تشکل افراطی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در صفحه فیس بوک خود که به نام «دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز» ثبت گردیده است، ضمن معرفی اعضای بسیج دانشجویی و دانشجویان حزب اللهی این دانشگاه، با هدف برخورد با آنها در خصوص این راهپیمایی از دانشجویان و اقشار مختلف دعوت کرده اند.
بررسی وضعیت دیگر دانشگاه های تهران نیز حاکی از عدم فعالیت محسوس جریان موسوم به سبز در دانشگاه ها دارد. لازم به ذکر است با بررسی وضعیت دانشگاه ها به نظر می رسد جریان موسوم به سبز در دانشگاههای آزاد با توجه به مسائل اخیر این دانشگاه و نوع نگاه ریاست عالی این دانشگاه، فضا برای فعالیت های ساختارشکنانه بیش از دانشگاههای دولتی فراهم باشد. واکنش خاتمی به فراخوان 25بهمنواکنش خاتمی به فراخوان اغتشاش توسط موسوی و کروبی: تجمع 25بهمن، بازی دوسر باخت است/ اگر نظام مجوز هم بدهد ما در مقام قیاس، حتی یک دهم جمعیت 22بهمن را هم نمیتوانیم بیاوریم و این به ضرر ماست راهپیمایی 25 بهمن طراحی نظام است!!یکی از عناصر سبز ادعا کرد که راهپیمایی 25 بهمن حربه ای است که برای شناسایی باقی مانده های فعالین و سرحلقه های سبزها توسط نظام طراحی شده است. فقط مونده خود شیطان حمایت کنه!گروهک ریگی، منافقین، رضا ربع پهلوی و مقامهای ارشد کاخ سفید با حامیان مبارک که قرار بود برای خارج کردن او از انزوا به خیابان بیایند، اعلام حمایت و پیوستگی کردند. در حالی که مردم ایران در سراسر کشور از مراکز استانها گرفته تا شهرها و حتی روستاهای مختلف کشور، روز 22 بهمن به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین پیروزی بیداری اسلامی در مصر و تونس به خیابانها آمده و در حمایت از مردم مصر و انقلاب اسلامی راهپیمایی کردند، سران فتنه در اقدامی منفعلانه تلاش کردند تا با جدا کردن صف خود از صف مردم ایران، روز ولنتاین را روز اجتماع خود و حامیان فتنه به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس اعلام کنند. درخواست مجوز از دولت برای این حضور خیابانی اختلافهای زیادی در لایههای مختلف جریان فتنه ایجاد کرد و برخی از آنها معتقد بودند این کار مشروعیت بخشیدن رسمی به دولتی است که بیش از 20 ماه آن را نامشروع خواندهایم. در عین حال، سقوط مبارک نیز انگیزههای سران داخلی فتنه را برای این حضور خیابانی بهشدت کاهش داده و در حالی که این افراد قصد داشتند با برگزاری تجمع و خارج کردن مصر و حسنی مبارک از کانون توجه افکار عمومی و انتقال توجهها به سمت ایران متحد استراتژیک رژیم صهیونیستی را از بحران خارج کنند، پس از سقوط دیکتاتور مصر، انگیزه خود را از دست دادهاند. همچنین اختلافهای خاتمی با موسوی و کروبی نیز که از قبل وجود داشت، پس از این تصمیم آنها افزایش یافته است. همزمانی این فراخوان برای روز 25 بهمن با تجمع روز 25 بهمن 57 منافقین و سلطنتطلبان مقابل منزل امام نیز مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب در سخنان 19 دی سال گذشته خود فرمودند: «در داخل، جناحهاى ضد دین، از تودهاى بگیر تا سلطنتطلب، تا بقیهى اقسام و انواع بى دینها کجا ایستادهاند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در 22 بهمن (۲۵ بهمن ماه) گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده.» در عین حال، گروهک تروریستی ریگ ارسال توسط arman
|