چند نكته خطاب به ملت و رئیسجمهور منتخب
اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نمایندهی کسانیست که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری تهمت ِ تقلب، آن هم تقلب ِ ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفدرانش به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأیگیری چون نامزدشان رأی آورده است هیچ شبههای وارد نمیدانند . دكترسعيد جليلي ديشب با حضور در جمع اعضاي ستاد انتخاباتي خود به سخنراني پرداخته و از تلاش هاي آنها تشكر كرد. شب گذشته پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، جمعی از حامیان دکتر جلیلی در ستاد انتخاباتی وی حاضر شدند تا دکتر جلیلی اولین سخنرانی خود پس از پایان انتخابات را در جمع آنها مطرح کند.
حماسه می آفرینیم
ترس دشمن از رنگ ها
یک روز از لباس سبز سپاه می ترسد
یک روز از لباس خاکی بسیج
یک روز از سرخی خون شهید
یک روز از چادر مشکی زن ها
یک روز از کیک زرد نیروگاه
و امروز هم از جوهر آبی انگشت ها...
«معراج افلاکی ها» نوشت:
حماسه می آفرینیم
4 روز تا حماسه ای پر شکوه در ایران اسلامی
و اینک، دنیا منتظر حضور شماست...
انتخابات، تداوم راه شهیدان
از نگاه امام خمینی(ره) حفظ نظام از اوجب واجبات بود. با شروع جنگ تحمیلی، آنان که رهرو واقعی امام بودند لحظه ای برای عمل به این واجب درنگ نکردند. و حالا امروز حفظ نظام در گروی حضور حداکثری ما در پای صندوق های رای است.
منبع: انفطار
همچو دریا در مصاف دشمنان طوفانیم
رای خـــواهم داد تـــــــــا ثابت کنم ایـــرانیـــم
همچـــــو دریـــا در مَصاف ِدشمنان طوفــانــیم
رای خــــواهم داد تا بیــــــگانه را رســــوا کنم
وحــــدت ایــرانیـــان را بــاز هـــــم معنـــا کنم
رای خواهم داد داند مدعی هیچ است و بس
ارزشش کمتــر بُوَد در پیش ما از یـــک مگس
للحق:رای خواهم داد تا چشم دشمنان میهنم کور شود فقط همین...
منبع: سفیران نور
...اينهمه راه آمدهايم


«شما يک زندگي جدا از دنياي جديد داشتهايد. مباحث مربوط به اقتصاد مدرن و حقوق و روابط جديد بينالملل را مطالعه نکردهايد. تحصيلات شما در علوم اسلامي و الهي است. شما با دنياي کنوني سياست و معادلات جاري آن در زندگي اجتماعي درگير نبودهايد. با اين وجود، آيا احساس نميکنيد که بايد در راهي که اعلام کردهايد تجديدنظر کنيد؟»
اين پرسشي بود که روز نهم آذرماه 1358 خبرنگار مجله آمريکايي تايم در مصاحبه اختصاصي خود با حضرت امام(ره) از ايشان پرسيده بود. پاسخ امام راحل(ره) اما، تعجب آميخته به ناباوري خبرنگار تايم را در پي داشت. امام خميني(ره) در پاسخ فرموده بود؛ «ما، معادله جهاني و معيارهاي اجتماعي و سياسي که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجيده ميشده است را شکستهايم، ما خود چارچوب جديدي ساختهايم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفتهايم. از هر عادلي دفاع ميکنيم و بر هر ظالمي ميتازيم، حال شما اسمش را هر چه ميخواهيد بگذاريد، ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت، اميد است کساني پيدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراي امنيت و ساير سازمانها را بر اين پايه بنا کنند. نه بر پايه نفوذ سرمايهداران و قدرتمندان که هر موقعي خواستند هر کسي را محکوم کنند، بلافاصله محکوم نمايند. آري با ضوابط شما، من هيچ نميدانم و بهتر است که ندانم».
خبرنگار مجله «تايم» حق داشت از پاسخ امام راحل ما(ره) انگشتحيرت به دندان بگيرد و در مقدمهاي که براي انتشار مصاحبه حضرت امام(ره) تهيه کرده بود، بنويسد؛ «سخن از يک روحاني بزرگ شيعه در ميان است که بهزعم خود آمده است تا نظام حاکم بر جهان امروز را نه فقط در ايران که در همه دنيا تغيير دهد و نظامي را جايگزين کند که در آن عدالت و ظلم، روابط اجتماعي و معادلات سياسي با معيارهاي اسلامي تعريف ميشوند».
نميدانيم آيا خبرنگار مجله تايم در قيد حيات است يا نه؟ اگر بود ميديد و اگر باشد ميبيند که آنچه آن روز، امام راحل(ره) ما با اطمينان ميفرمود و خبرنگار تايم با دهاني بازمانده از تعجب و دروني آکنده از انکار ميشنيد، اتفاق افتاده است.
15 خرداد 1342 را ميتوان با روزي که رسول خدا(ص) دعوت خويش آشکار کرد، به مقايسه نشست. با اين تفاوت که پيامبر اعظم(ص) اسلام ناب را به وحي از خداي مهربان گرفته بود و سلاله پاک او، امام خميني(ره) غبار قرنها بدعت و تحريف و کجانديشي و بدانديشي که بر آن نشسته بود را زدوده و اسلام ناب محمدي(ص) را همانگونه که در صدر بود، ارائه کرده بود. رژيم آمريکايي شاه، سراسيمه از آنچه در پيش بود، قيام را به خون کشيد و اين توهم را که نه خود و نه اربابانش باور داشتند در شيپورهاي فريب آن روزها دميد که گويي «دارها برچيده و خونها شسته است»! اما قيام، تازه آغاز شده بود و تشنگاني که با آدرس غلط قدرتهاي استکباري در پي آب به سوي سراب رفته بودند، نشاني سرچشمه زلال را که امام راحل(ره) نشانداده بود، شناخته بودند. ديري نپائيد که طلايه بهمن 57 نمايان شد و ياران امام(ره) که آن روزها ميفرمود؛ در رحم مادران و صلب پدران و يا گهوارهها هستند، نيز از راه رسيدند. همه آمده بودند و آماده بودند تا «فلکرا سقف بشکافند و طرحي نو دراندازند» و انداختند.
حضرت امام(ره) در پيامي به مناسبت سالروز قيام 15 خرداد که سال 1362 يعني در اوج جنگ تحميلي و حمله همه جانبه تمامي قدرتهاي ريزودرشت دنيا به ايران اسلامي، منتشر شده بود، آوردهاند؛
«ما امروز، دورنماي صدور انقلاب اسلامي را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش ميبينيم و جنبشي که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميدبخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديک و نزديکتر مينمايد، گويي جهان مهيا ميشود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مکهمعظمه... از پانزدهم خرداد 42 که حکومت مستکبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و ميرفت تا عربده شوم «اناربکم الاعلي» از حلقوم فرعون زمان طنين افکند تا 22 بهمن 57 که پايه حکمراني جبارانعصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج 2500 ساله فرعونگونه ستمشاهي به دست تواناي زاغهنشينان و ستمديدگان تاريخ برباد رفت و... ايامي معدود بيش نبود و از 22 بهمن 57 تا امروز که 15 خرداد 92 را درآغوش ميکشيم ساعاتي محدود بيش نيست ولي تحولي که - انجام آن- کمتر از صد سال -هم- بعيد به نظر ميرسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايام معدود و ساعات محدود تحقق يافت و جلوهاي از وعده قرآن کريم نورافشاني کرد».
امام راحل ما(ره) باز هم مثل هميشه حق داشت که در سرودهاي ميفرمود؛ «انتظار فرج از نيمه خرداد کشم» چرا که آن روز اگرچه آميخته به دود و آتش و خون بود ولي بعثت دوباره - تعبير حکيمانه حضرت آقا از انقلاب اسلامي- آغاز شده و اسلام ناب محمدي(ص) از غربتي که دهها قرن بر آن تحميل کرده بودند، بيرون آمده بود.
بعد از آن، اين گردونه چرخيد و چرخيد تا به رحلت حضرت امام(ره) رسيد. غربِ سيلي خورده بار ديگر غريو شادي کشيد. ساعتي پس از آن که امام راحل ما چشم از جهان فروبست، اين خبر با ذوقزدگي احمقانهاي روي تلکس خبرگزاري رويتر نشست که «با مرگ خميني، انقلاب اسلامي به نقطه پايان رسيده است» و ساعتي ديگر خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس در مصاحبه با يکي از نظريهپردازان مؤسسه «هريتيژ» به تفسير اين رخداد پرداخت که «شخصيت کاريزماتيک- جاذبه ويژه- خميني مسلمانان جهان را با حالتي سحرگونه به خود جذب کرده بود و اکنون که از دنيا رفته است، مانند هر شخصيت کاريزماتيک ديگر، بنياني که بنانهاده بود فرو ميريزد» اما چند ساعت بعد وقتي در سراسر ايران اسلامي زن و مرد و کودک با چشم اشکبار به خيابانها ريختند و خبر اين ضايعه غمانگيز در لبنان و فلسطين اشغالي و مصر و بحرين و الجزاير و... پيچيد و هنگامه آفريد، خبرگزاري رويتر با ناباوري آن را رخدادي عظيمتر از استقبال مردم به هنگام ورود حضرت امام(ره) ناميد و با انتقال بيوقفه رهبري به حضرت آقا؛ اضطراب دشمن به اوج رسيد ... خميني عزيز ما غروب نکرده بود، بلکه در قامت ديگر سلاله پاک رسول خدا(ص) دوباره طلوع کرده بود... و ديري نپائيد که اين گزاره ملکوتي از دلها به زبانها تراويد که «خامنهاي، خميني ديگر است».
باز هم عقبههاي سخت بود و شيبهاي تند که ملت مانند دوران امامراحل(ره) در رکاب خلف حاضر او با موفقيت پشت سر ميگذاشتند و قلههايي که پير جماران وعده داده بود را يکي پس از ديگري فتح ميکردند. اين برداشت نه سخن خلاف است و نه لاف گزاف. کافي است به توصيه حضرت امام، نقطه آغاز را با نقطهاي که امروزه در آن ايستادهايم به مقايسه بنشينيم، تا با خواجه شيراز همنوا شويم که:
رهرو منزل عشقيم و زسر حد عدم
تا به اقليم وجود، اينهمه راه آمدهايم
امروزه اما، همه شواهد حکايت از آن دارند که در ادامه همان راه به پيچبزرگ تاريخ نزديک شدهايم. پيچ بزرگي که به نوشته هاآرتص، خميني و خامنهاي تابلوهاي راهنماي آن را نصب کردهاند و... راستي! آنگونه که دشمنان بيروني ادعا ميکنند و دنبالههاي داخلي همان را نشخوار ميکنند، اگر انقلاب اسلامي درگذر سالهاي گذشته رو به ضعف نهاده است، چرا -به قول حضرت آقا- کينهتوزيها و دشمنيها و شمشير از رو بستنهاي دشمنان همه روزه دامنه گستردهتر و شتاب بيشتري گرفته است؟! و به قول حضرت امام(ره) در خطاب معروفشان به آمريکا «اگر ميگوئيد هيچ اتفاقي نيفتاده است، پس چرا اينهمه سر و صدا ميکنيد؟!»
از ميان هزاران اظهارنظر و تفسير و تحليل دشمنان تابلودار بيروني، اشاره به بخشي از سخنان نتانياهو که روز 26 مي 2011- پنجم خرداد 1390- در کنگره آمريکا ايراد کرده است خواندني است؛
«دفعه قبل که پشت اين تريبون ايستاده بودم درباره خطر ايران هستهاي هشدار دادم، اما، اکنون آن زمان گذشته است و لولا و محور تاريخ در حال چرخش است. امروز از تنگه خيبر در عربستان تا تنگه جبلالطارق در مراکش، دگرگوني عظيمي در حال وقوع است. اين دگرگوني کشورها را متلاطم و دولتهاي دوست ما را متلاشي کرده است و خاطرات ايران 1979 را زنده ميکند. بايد قبول کنيم نيروي قدرتمندي وجود دارد که با الگوي مورد نظر ما -پاسخ حضرت امام به خبرنگار تايم را مرور کنيد- مخالف است. در رأس اين نيروي قدرتمند، ايران خميني و خامنهاي قرار دارد. کساني که ايران و خطر آن را ناديده ميگيرند، سرخود را در شن [!] فرو کردهاند.»
و... اين قصه اگرچه سر دراز دارد و حتي شرح مختصر آن نيز در اين وجيزه نميگنجد، ولي اين نکته گفتني و اين سؤال پرسيدني است که «براي نشستن بر کرسي رياست امور اجرايي کشوري با اين ويژگيها، چه شخصيتي و با چه ويژگيها بايسته است؟... شايسته به مفهوم واقعي آن بماند.»
حسين شريعتمداري
حذف خاموش عارف به نفع روحاني


فشارها بر محمدرضا عارف براي انصراف به نفع حسن روحاني شدت گرفته است.
کیهان: عارف ميگويد تا آخر در رقابت انتخاباتي خواهد ماند اما شواهد حاکي از آن است که او احتمالاً از سوي ائتلاف هاشمي+ اصلاحطلبان حذف شود؛ در عين حال طيفي گسترده از اصلاحطلبان، عارف (معاون اول دولت اصلاحات) را بر حسن روحاني که خود را معتدل و نه اصلاح طلب معرفي ميکند ترجيح ميدهند. با اين حال برخي تندروها، عارف را اصلاحطلب بدلي و قلابي معرفي کردند و ميگويند نه عارف و نه حسن روحاني با نظر اصلاحطلبان نامنويسي نکردهاند بلکه با نوعي نافرماني ثبتنام نمودهاند.
روز گذشته محمدعلي نجفي که خود را «سخنگوي کارگروه 7 نفره ائتلاف اصلاحطلبان» معرفي ميکرد به خبرنگاران گفت تا شنبه آينده نتيجه مذاکرات اين کميته 7 نفره اعلام ميشود. در حال حاضر دو جريان تأثيرگذار هستند يکي اصلاحطلبان که نمادشان خاتمي است و ديگري جريان معتدل که نماد آن هاشمي است. گزينه اصلي ما هاشمي بود که شوراي نگهبان گرفت و کانديداي مشترک اين دو جريان منتفي شد.
وي با بيان اينکه «مشاوران خاتمي و تعدادي از بزرگان» در تشکيل گروه 7 نفره نقش داشتهاند، نظرسنجي و ساز و کارهاي ديگر در انتخاب کانديداهاي واحد اصلاحطلبان نقش دارد.
همزمان «مشاوران خاتمي» در بيانيهاي خواستار ائتلاف روحاني و عارف شد اما با ادبياتي قابل تأمل عملاً گراي روحاني را داده و تلويحاً عارف را حذف کرد. اين گروه با ابراز تأسف از رد صلاحيت هاشمي مينويسد: ما در اين فرصت با رايزني با همه گروههاي اجتماعي و احزاب و شخصيتهاي سياسي و فعالان اصلاحطلب و اصولگرايي که به برونرفت از تنگناهاي موجود ميانديشند و منافع و مصالح ملي را بر منافع فردي و مصالح گروهي ترجيح ميدهند ميکوشيم با معرفي نامزدي واحد، اميد و انگيزه عمومي براي حضور در انتخابات را افزايش دهيم.
نشانه ديگر اظهارات علي يونسي وزير اطلاعات دولت خاتمي است که به مسئولان ستاد انتخاباتي حسن روحاني گفته است: شما بار ديگر به گفتمان اصلاحطلبي و اعتدالطلبي که من بهترين فرد را در اين شرايط آقاي روحاني ميدانم رأي دهيد. مطمئن باشيد آقاي هاشمي نظر قطعي به وي دارد و آقاي خاتمي هم بارها گفته که من به شخصه به روحاني راي ميدهم و هيچ شکي در لياقت، کفايت و تدبير وي ندارم و اين کافي است براي کساني که ميخواهند از نظر بزرگان با خبر باشند و موضعگيريهايي از اين قبيل که نشانه دور خوردن عارف و حاميان اصلاحطلب اوست و موجب دلخوريهايي شده، موجب شد دفتر خاتمي در بيانيهاي حمايت از حسن روحاني را تکذيب کند. سايت «فرارو» که از عارف حمايت ميکند، در اين باره نوشت: سيدمحمد خاتمي نفيا يا اثباتاً درباره هيچ يک از نامزدهاي محترم نظري نداده است. (يونسي گفته بود که «آقاي خاتمي بارها گفته است که من به شخصه به روحاني راي ميدهم) دفتر خاتمي خبرهاي منتسب به بعضي اعضاي ستادهاي نامزدهاي انتخابات که از سوي بعضي سايتها و خبرگزاريها، منتشر شده را خلاف واقع ميداند.
در همين حال عارف ديروز در حاشيه ديدار با بازاريان تهران درباره درخواست حاميان روحاني به ائتلاف با وي گفت: بنده نظري ندارم و تا آخر در صحنه خواهم ماند.
علي اکبر اوليا نماينده سابق يزد و از حاميان اصلاحطلب عارف نيز در مصاحبه با خبرگزاري آريا گفت: در نظرسنجيهاي اخير وضعيت عارف بهتر از روحاني است و ما شانس آقاي عارف را بهتر ديدهايم.
موافقان نامزدي حسن روحاني ميگويند او ممکن است نظر برخي اصولگرايان مانند مطهري و ناطق و... را هم جلب کند اما مخالفان ضمن تأکيد بر اينکه وي اصولگرا نيست ميگويند روحاني مدتهاست که از جامعه روحانيت نيز فاصله گرفته و جايگاهي ندارد. از آن سو مخالفان عارف ميگويند او اگر اصلاحطلب بود خودسرانه اقدام به ثبتنام نميکرد.
نکته جالب اختلاف ميان محافل اپوزيسيون است. به غير از طيف وسيعي از اپوزيسيون که قائل به تحريم انتخابات و خيانت نکردن(!) به جنبش (فتنه) سبز هستند، موافقان حضور دو دسته شدهاند. در حالي که سايت ايران امروز به قلم محمد ارس، روحاني را يک شانس بزرگ معرفي کرد و نوشت: روحاني در برنامههاي تبليغاتي قويتر از موسوي و کروبي ظاهر شد. اگر هم ضعفها و کاستيهايي دارد که حتماً دارد، در جريان انتخابات آتي از نو ساخته خواهد شد. يعني همانگونه که از موسوي نخستوزير دهه شصت، موسوي سبز دهه نود ساخته شد؛ از خاتمي مکتبي، خاتمي اصلاحگرا بيرون آمد و جوانان افراطي مکتبي به نيروي مترقي تبديل شدند و عاقبت خانواده رفسنجاني و خود رفسنجاني هم به صف درآمدند. با چنين هنري از پس ضعفهاي روحاني نيز برخواهيم آمد.
در مقابل اخبار روز ديگر وبسايت وابسته به اپوزيسيون با حمايت از عارف نوشت: «در انتخابات فعلي باقيمانده جريانات اصلاحطلب اشتباه قبل را تکرار کردند. ابتدا گزينه اميدبرانگيز براي هواداران اصلاحات محمد خاتمي بود که با به ميدان آمدن يا آوردن هاشمي رفسنجاني نظرها ناگهان از سوي نماد اصلاحطلبي به سمت نماد دوران سازندگي تغيير جهت داد.
همين مورد گوياي اين است که شاه کليد ايستادن بر سر اصول در بين اين جريان گم شده يا اساساً اميد به پيگيري اصلاحطلبي به نااميدي بدل شده است.» اخبار روز افزود: اصلاحطلبان با حمايت از يک نيروي با تجربه و در عين حال تازه نفس چون دکتر عارف که داراي حساسيت کمتري نيز بود ميتوانستند اشتباه عدم حمايت جدي از معين در 84 را جبران کنند. عدم ورود هاشمي از ابتدا و کنار کشيدن روحاني به نفع عارف و معرفي اين چهره از سوي بدنه اصلاحات به جامعه و جوانان ميتوانست اميد را برانگيزد.
يادآور ميشود براساس برخي تحليلها، زمزمه حذف يک نامزد و انتخاب ديگري از سوي حلقهاي که در فتنه سال 88 نقش ايفا کرد، بيش از آن که تاکتيک انتخاباتي باشد، شگردي براي هل دادن هر دو نامزد به سمت اتخاذ مواضع تند و خراب کردن پلهاي پشت سر خود - با وجود عضويت در مراکزي نظير مجمع تشخيص مصلحت- به قيمت القاي اين مطلب است که فتنه سبز نمرده است! به همين دليل هم بعضاً ديده ميشود که هر دو نفر با دليل و بيدليل از هاشمي و خاتمي و موسوي تشکر و تجليل ميکنند! اين طراحي براي آن است که افکار عمومي فراموش کنند تندروها ضمن شرطگذاري مدعي بودند بدون آزادي بازداشتيها و حصر شدگان، حاضر به حضور در انتخابات نيستند و نيز فراموش کنند که اين جريان مدعي تقلب در انتخابات و عدم آزادي و سلامت آن بودند.
برنامهریزی حلقه انحراف برای ایجاد درگیری در مراسم ارتحال امام راحل(ره)
پس از عدم احراز صلاحیت کاندیدای اصلی حلقه انحراف و شکست پروژه برای انتخابات ریاستجمهوری، برخی اخبار از تلاش این حلقه برای ایجاد درگیری و حاشیه در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) حکایت دارد.
به گزارش سیرنیوز؛ شنیده شده است که حلقه انحراف با سازماندهی نیروهای خود به منظور شرکت در مراسم سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می کوشد تا در میان برنامه مراسم، شعارهایی را در حمایت از کاندیدای عدم احراز صلاحیت شده این حلقه سربدهند.
بر اساس این گزارش، گردانندگان این حلقه با اطلاع از اینکه این اقدام نیروهای سازماندهی شده حامی حلقه انحراف و اخلال در نظم برنامه با واکنش مردمی روبرو خواهد شد، به این اقدام مبادرت میورزند تا از طریق درگیری و نزاع، مانع برگزاری بدون حاشیه و منظم برنامه شوند.
منبع: فاطر نیوز
برنامه های امشب(6 خرداد) کاندیداها در تلویزیون

به گزارش بولتن نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، مراسم قرعه کشی برنامههای تبلیغاتی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری روز جمعه( 91/3/3) با حضور نمایندگان نامزدها برگزار شد.
با در نظر گرفتن و تعيين شدن جدول پخش برنامههاي کانديداها از رسانه ملي، "علياکبر ولايتي" امشب (يکشنبه) ساعت 20، در برنامه با دوربین شبکه اول سیما حضور مییابد.
"حسن روحاني" با حضور در گفتگوی ویژه خبری در ساعت 22:45 از شبکه دوم سيما پاسخگوي سوالات مجري برنامه خواهد بود.
همچنين "غلامعلي حدادعادل" نيز ساعت 23:30 در شبکه جام جم به سوالات ايرانيان خارج از کشور پاسخ ميدهد.
چشم جهانیان به ایران پس از انتخابات است
به گزارش خبرنگار گروه "رسانههای دیگر" خبرگزاری تسنیم، ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس در گفت و گو با روزنامه سعودی فرامنطقه ای "الشرق الاوسط" چاپ لندن اعلام کرد که چشم جهانیان به ایران پس از انتخابات و میزان جدیت آن در روند مذاکرات دوخته شده است.
آیا حسن روحانی هم دست به افشاگری خواهد زد؟/نقش اطرافیان شیخ دیپلمات در آماده سازی بسته های افشاگری!
گفته می شود حسن روحانی نیز قرار است افشاگری کند.
به گزارش سراج24 شنیده شده که حسن روحانی گفته است بسته هایی را برای افشاگری آماده کرده است. بر اساس این شنیده ها وی گفته است تمام آرا با این افشاگری به سمت من بر می گردد!
گفته می شود حسن روحانی قصد دارد از عملکرد دوران تصدی دبیری شورایعالی امنیت ملی خود دفاع کند. گفتنی نیست برخی چهره های امنیتی نزدیک به روحانی این پیشنهاد را به او کرده اند.
لازم به ذکر است گفته می شد که احمدی نژاد افشاگری های علیه بعضی از کاندیداها بویژه قالیباف در دستور کار دارد ولی تاکنون جز سکوت خبری شنیده نشده است.احتمال داده می شود که از افشاگری به عنوان بلوف سیاسی در رقابت های انتخاباتی جهت جلب نظر ها بسوی خود استفاده گردد.
جريان اصلاحات خود اکنون بيش از هر زمان ديگر محتاج اصلاحات ساختاري است
عضو سابق گروهک دفتر تحکيم معتقد است اصلاحطلبان همچنان در سردرگمي به سر ميبرند و به همين دليل در زمينه هل دادن هاشمي به نامزدي انتخابات دچار ضرر و زيان شدند.
کیهان: «رشيد-الف» که داراي سوابق بازداشت به خاطر حضور در برخي آشوبگريهاست، درباره رد صلاحيت هاشمي مينويسد: «از ابتدا درون جبهه اصلاحات در مورد ورود آقايان خاتمي و هاشمي به انتخابات، دو ديدگاه وجود داشت. ديدگاه اول که خواهان حضور در انتخابات در درجه اول با خاتمي و اگر نشد آقاي هاشمي بود. آنها معتقد بودند رد صلاحيت آقاي هاشمي غيرممکن است.
ديدگاه دوم اما ديدگاهي بود که مخالف حضور آقايان خاتمي و هاشمي در اين انتخابات بود.
در مورد آقاي خاتمي صاحبان اين ديدگاه معتقد بودند که ورود او به اين عرصه نتيجهاي جز يأس و سرخوردگي نيروهاي اصلاحطلب و تحميل هزينههاي سنگين به باقي مانده تشکيلات نيمهجان اصلاحطلبان نخواهد داشت، آنها با توجه به اتفاقات چهار سال گذشته شانس پذيرش خاتمي را از سوي حاکميت صفر يا چيزي نزديک به صفر ميدانستند. در واقع لب کلام هواداران اين ديدگاه اين بود که در موازنه قواي کنوني هيچ شانس و امکاني وجود ندارد.
مدافعين اين ديدگاه معتقد بودند که آقاي خاتمي اگر بيايد رد صلاحيت ميشود و اگر هم رد صلاحيت نشود قطعا رئيسجمهور نميشود در حاليکه برخي مدافعين حضور آقاي خاتمي معتقد بودند حکومت جرات رد صلاحيت آقاي خاتمي را ندارد. البته با رد صلاحيت آقاي هاشمي با آن سوابق و جايگاه فکر ميکنم ديگر براي اين دوستان مشخص شده که تکليف آقاي خاتمي در صورت حضور چه بود!»
در حالي که خاتمي متهم به هل دادن هاشمي به وسط ميدان است، «رشيد-الف» ادامه ميدهد: به هر حال پس از اينکه خاتمي اتفاقا با ذکر دلايلي کاملاً مشابه با دلايل آن دسته از اصلاحطلباني که مخالف حضور وي در انتخابات بودند با درايت و تدبير حاضر به ورود غيرعاقلانه به اين مهلکه نشد، تقاضاهاي سراسيمه از آقاي هاشمي براي حضور در انتخابات افزايش يافت. ضمن اينکه در مورد ميزان رايآوري آقاي هاشمي هم ترديدهاي جدي وجود داشت.
وي در ادامه تحليل خود که از سوي گويانيوز منتشر شده، خاطرنشان ميکند:«اولين باري که برخي دوستان نام آقاي هاشمي را مطرح کردند خدمتشان عرض کردم که وقتي سال 92 سال حماسه سياسي ناميده ميشود معنياش اين است که خروجي اين حماسه قرار نيست آقاي خاتمي و هاشمي يا فردي نزديک به اين دو و مجموعه اصلاحطلبان باشد. به طور کلي صاحبان ديدگاه دوم امکان حصول چنين توافقي در آستانه انتخابات 92 را با توجه به واقعيات موجود، ناممکن ميدانستند.»
وي ميافزايد: برخي دوستان بهگونهاي سخن ميگويندکه گويي تنها هدف ما از فعاليت سياسي کم کردن روي طرف مقابل يا تحميل هزينه به اوست بدون اينکه توجه کنيم که تأثير کلي اقدامات ما بر آينده جريان اصلاحطلبي چيست و کمي جلوتر از نوکبيني خود را هم ببينيم! خب حالا هزينه را تحميل کرديم، چه شد؟ گيريم که اصلاً به جاي آقاي هاشمي آقاي خاتمي ميآمد و رد صلاحيت ميشد چه اتفاقي ميافتاد؟دوستان انتظار چه چيزي را ميکشند و با اين تحليلهاي سست دل چه کسي را ميخواهند خوش کنند؟ آيا بنا بود در اين انتخابات گرهي باز کنيم يا گرهي بر گرههاي موجود بزنيم و بر ضخامت ديوار بنبست بيفزاييم؟
اين عضو گروهک منحله تحکيم سرانجام خاطرنشان ميکند: بدون شک ميوه چنين اقداماتي را جريان اصلاحات نخواهد چيد. به خصوص اگر اصلاحطلبان به اين وضعيت بيبرنامگي و عدم انسجام و به اين سيکل معيوب سرگرداني و روزمرگي- غالب و هيجانزدگي و بيشفعالي- موسمي خاتمه ندهند. رويدادهاي چند ماه اخير براي چندمين بار ثابت کرد که جريان اصلاحات خود اکنون بيش از هر زمان ديگر محتاج اصلاحات ساختاري است. ممکن است عدهاي بگويند اکنون موقع اين حرفها نيست، ولي اين حرفها مدتها و دست کم بيش از يک سال است که مکرراً مطرح ميشود و کسي توجهي نميکند و اتفاقاً وضعيت کنوني ما حاصل همين بيتوجهي و همين بيبرنامگي، ساختارگريزي، شخصمحوري و سياستورزي شتابزده است.
رد صلاحيت هاشمي، هرگز دليلي موجه براي نکوهش جسماني يک جانباز جنگ تحميلي نبوده و نيست
یک سايت اينترنتي نزديک به اصلاحطلبان از علي مطهري خواست به خاطر بداخلاقي عليه رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس عذرخواهي کند.
کیهان: عصر ايران با اشاره به اظهارات علي مطهري که گفته بود «بنده پيشنهاد ميکنم براي ارزيابي توان جسمي آقاي هاشمي، يک مسابقه دو صدمتر بين ايشان و آقاي جليلي و يک مسابقه کشتي بين آقاي هاشمي و آقاي حداد برگزار کنند.» نوشت: تلاش براي اثبات اين که هاشمي، داراي سلامت و توانايي کافي براي اداره قوه مجريه است، اشکالي ندارد... مطهري از بين همه کانديداها، سعيد جليلي را به مسابقه دو با هاشمي فراخوانده است. جليلي در زمان جنگ، يک پاي خود را از دست داده است و با پاي مصنوعي تردد ميکند.
عصر ايران نوشت: اين سخن مطهري، از آن جهت غيراخلاقي بود که يک نقص جسماني را به رخ ميکشاند. اين در حالي است که اگر کسي به طور مادرزاد، داراي نقصي در بدنش باشد، هيچ انسان اخلاقمداري آن را به رخش نميکشد، چه رسد به اين که يک نفر براي دفاع از دين و ميهناش، بجنگد و بخشي از وجودش را از دست بدهد.
اين پايگاه اينترنتي تصريح کرد: رد صلاحيت هاشمي، هرگز دليلي موجه براي نکوهش جسماني يک جانباز جنگ تحميلي نبوده و نيست و فارغ از اين که سعيد جليلي، تجربه و توان لازم براي رياست جمهوري را دارد يا نه و رأي خواهد آورد يا خير، علي مطهري، اخلاقاً يک عذرخواهي شخصي به او و يک عذرخواهي عمومي به موکلانش بدهکار است.
علي مطهري که به خاطر حمله به شوراي نگهبان و برخي مواضع کجانديشانه، عنوان اصلاحطلب جديد را از شبکه دولتي انگليس دريافت کرده صرفاً به اعتبار انتساب به استاد شهيد مطهري(ره) مورد توجه اصولگرايان در انتخابات مجلس قرار گرفت و دست بر قضا جزو ده نفري بود که به اصرار رئيس جمهور در انتخابات مجلس هشتم در فهرست اصولگرايان قرار گرفت و به مجلس راه يافت.
وي با وجود مخالفت شديد با نامزدي هاشمي در سال 84 که ضمن مصاحبهها و مقالاتي منتشر شد، 8 سال بعد سراغ هاشمي 79 ساله رفت و با اصرار از وي خواست نامزد انتخابات شود. اين در حالي بود که هاشمي پيش از آن چند بار در ملاقاتهاي خود تصريح کرده بود توانايي لازم براي مسئوليت اجرايي را ندارد. با اين حال روحيه افراط و تفريطي مداوم علي مطهري باعث شد تا اين بار از هاشمي به اصرار حمايت کرده و در مقابل، هتاکي دور از منطق و انصاف اخير را عليه يک رزمنده و جانباز دفاع مقدس روا دارد.