دست وپازدن BBC برای ایجاد آشوب
این سایت که فعالیتش وابسته به وزارت امور خارجه انگلیس است در حرکتی جدید، در قسمت "نوبت شما" خود با دعوت از مشاور ارشد یکی از سران فتنه، از مخاطبین خود دعوت به طرح سؤال با توجه به دومین سال انتخابات 88 کرده است.
گفته می شود در قسمت نظرات مخاطبین و طرح سؤال آنها همان شعارهای افراطی جریان موسوم به سبز تبیین شده که با چینش آنها سعی در تحریک مخاطبین خود برای ایجاد تجمعات آشوب گرایانه در خیابان ها دارد.
در برخی از سؤالات پرسیده شده در بخش نظرات آمده است: " آقاي اميرارجمند شما تا چه ميزان با اصلاح طلبان داخل كشور در خصوص اتحاذ تصميم هايي اين چنيني مبني بر فراخوان به تجمعات خياباني در ارتباط هستيد؟"
" چرا مسئولان جنبش سبز به پشتوانه آن سیزده میلیونی که حکومت قبول کرده !! ولی در اصل بیست و پنج میلیون هم زیادتر است - هر روز تقاضای مجوز راه پیمایی - طبق اصل 27 قانون اساسی نمی کنند؟ چرا آقای موسوی بعد از انتخابات نرفتند و برای گرفتن مجوز راه پیمایی برای طرفداران خود در وزارت کشور " بست " ننشستند - آن "بست" اعتراضی در وزارت کشور بهتر از این حبس خانگی امروز نبود؟"
البته در این بین نیز برخی از مخاطبین انتقادهای فراوانی را به فرماندهان جریان موسوم به سبز مخصوصا اردشیر امیر ارجمند وارد ساخته اند به طوری که این جریان را به دروغ گویی در مورد اعتراض های آرام می کشانند.
در بخشی از این نظرات آمده؛ " عدم خشونت و اعتراض های صلح امیز و مسالمت امیز آرمان بزرگانی چون گاندی است بزرگانی که با همین سیاست ها به پیشبرد مسایلشان کمک کردند اما جنبش سبز فقط می خواهد مردم را به کشتن دهد و هرگز از اعتصاب نا فرمانیهای مدنی و یا مثلا خاموش کردن چراغ های خانه در یک زمان مشخص در شب برای نشان دادن نارضایتی کمک نمی گیرد"
علاوه بر موضوعات مطرح شده این سایت سعی دارد که با القای مجدد تقلب در بین مخاطبین خود فضایی ملتهبی را برای تجمعات اعتراضی فراهم کند.
اعضاي سابق مشارکت ومجاهدين:صدور بيانيه جديد را تکذيب مي کنيم
ما اعضاي سابق اين احزاب كه سالها در آن فعال بوده ايم و ارتباط نزديكي با مركزيت داشته ايم از صدور چنين بيانيه اي آگاه نيستيم. در حالي كه اتفاقات تلخ و شيرين پس از انتخابات 88 به پايان رسيده و هر روز جامعه به سوي آرامش و ثبات بيشتري حركت مي كند شاهد آن هستيم كه عده اي فرصت طلب كه هيچ انتصابي به احزاب مشاركت و مجاهدين نداشته با سو استفاده از فضاي ايجاد شده دست به صدور بيانيه مي زنند.در حالي اکثريت اعضاي مرکزي اين دو تشکال د رحال گذران دوران محکوميت خود هستند چگونه است که هر روز بيانيه اي به نام اين جريان چه در داخل و يا در خارج از کشور منتشر مي شود.
اين اطلاعيه مي افزايد:در مرحله بعد پرسش اينجاست چگونه است ما اعضاي سابق اين احزاب كه سالها در آن فعال بوده و ارتباط نزديكي با مركزيت داشته ايم از صدور چنين بيانيه اي آگاه نيستيم اما عده اي سود جو و موج سوار سياسي از صدور چنين بيانيه اي دم مي زنند.
بدينوسيله ما عده اي از اعضاي سابق شاخه هاي استاني 2 حزب منحل شده مشارکت و مجاهدين انقلاب اخير اين دو تشکل منحل شده را قويا تکذيب مي کنيم.
از جانبازان فتنه تا جانبازان مقابله با اراذل
رسم این عشق پاکبازیست؛ |
از جانبازان فتنه تا جانبازان مقابله با اراذل |
مسعود یارضوی:زخمی که اراذل و اوباش، هفته گذشته به چشم حجت الاسلام فروزش زدند و این زخم او را تا مرز نابینایی پیش برد برگ کوچکی بود از خطراتی که همواره بسیجیان و روحانیون کشور در مقابل آنها سینه سپر کرده اند.
کم نبوده است در فتنه ها و اوباش گری های مختلف که همیشه این
بسیجیان و
روحانیون و قشر ارزشی بوده اند که در صف اول دفاع از امنیت مردم و روشنگری
ایستاده
اند و بیشترین آسیب ها را نیز متحمل شده اند.و عمق این مظلومیت آن هنگام
هویداتر می
شود که دشمنان این ملک و مملکت، بغض آلوده از کینه ای که از مقاومت فرزندان
جان بر
کف مردم بر دل کشیده اند، آنان را آماج حملات تبلیغاتی خود قرار می دهند و
عده ای
در داخل هم این صحبت ها را باور می کنند.
آسمان آبی ایران اسلامی،
امروز اگر
چشم مجروح شده حجت الاسلام فروزش را در برخورد با اراذل و اوباش می بیند،
در
روزهایی قبل تر از این هم شاهد تشییع پیکر فرزندان خوبش بود که در ماجرای
قبیح
فتنه، جان را بر سر امنیت ما و مردم گذاشتند و همچون جانباز کربلا، با سر و
رویی
شکسته و خونین، سر به دامان سیدالشهدا گذاشتند و شهید شدند.
ایران
اسلامی ما
مگر می تواند مجروحین و شهدای بسیجی و انتظامی فتنه هایی مثل تیرماه ۷۸ یا
خرداد ۸۸
را فراموش کند...؟!کاروان این کربلائیان عاشق، همواره در کنار مکتب
امام(ره) زیسته
است و مگر نه اینکه شرط اول عاشقی پاکبازیست...؟!
و حال آنها که در
تارهای
سیاه تنیده خود، خواب تخریب بسیج و روحانیت را می بینند و حرف های نخ نمای
سلطنت
طلب ها را نوشخوار می کنند، آیا در مقابل خون های جاری شده ای که آخرینش را
بر قامت
حجت الاسلام فروزش دیدند، باز هم فرافکنی و سکوت می کنند یا اینکه این بار
را صفت
به خرج می دهند و در علن خواهند گفت که بسیج و بسیجی پاک مانده است چون با
مکتب
خمینی(ره) عهدی جانانه دارد.
و این عهد چه بسا یک روز تکلیف حضور در
میدان
جهاد اصغر را بر دوش بسیجی می گذارد، روز دیگر درس خواندن و تولید علم را و
در یک
لحظه شاید دفاع از جان و ناموس هرآنکس که در زیر آبی بی انتهای ایران
اسلامی می
زیَد و نفس می کشد. حتی با آنکه شاید همین ناموس پنداشته شده با بسیجی ها و
صفایشان
میانه ای ندارد و حتی اگر شاید خود را دشمن آنها هم می داند.و در این میانه
شاید
مظلومیت بسیجی ها بی انتها باشد... که حتی با اینکه در هنگامه پرتاب گازهای
اشک آور
در اغتشاش اوباش، بچه های کوچک و پیرترها را از مهلکه به در می برند... حتی
با
اینکه برای امنیت من و تو نارنجک به خودشان می بندند و زیر تانک می روند و
حتی با
اینکه بی خیال سلامتی و بینایی و لذت هایی که زندگی می تواند برای یک آدم
سالم
داشته باشد، به چند اوباش مزاحم حمله ور می شوند و مجروح و معلول می شوند
تا ناموس
دیگران! را نجات بدهند؛ مورد بی مهری قرار می گیرند و عده ای هر طور دلشان
می خواهد
با بچه های خوب خمینی(ره) رفتار می کنند.
بسیجی ها باید در صحنه
بمانند تا
ضد انقلاب و دشمنان مردم و کشورمان هرچه می خواهند به ما بگویند و آنگاه،
ما درد
غریبی را به یک غمزه نگاه سیدعلی سودا کنیم.و اینکه درد است... بگذار تمام
زخم های
عالم هم بیایند و بر جان و جسم ما بنشینند تا ما در این معامله عاشقانه
دستمان
بازتر باشد و با سری افراشته تر در مقابل رهبرمان بنشینیم و بر گرد کعبه
عشق طواف
کنیم.
رسانه دولت آیت الله مصباح،موسوی وهاشمی را کنار هم قرار داد
گرچه این سکوت حمایت آمیز درباره جریان انحرافی، دکتر احمدی نژاد را در معرض انتقادات مختلفی قرار داد اما رویه رسانه های متعلق به دولت حاکیست که حتی مدیران نزدیک به سرکرده جریان انحرافی هم به این گفته رئیس جمهور پایبند نیستند و آتش تبلیغات علیه منتقدان جریان انحرافی را شعله ور تر کرده اند.
علی اکبر جوانفکر که اخیرا در بخشنامه ای به خبرنگاران و کارکنان ایرنا در سراسر کشور تاکید کرده هرگز خبری انتقادی درباره جریان انحرافی ولو از زبان علما و مسئولان عالی کشور منتشر نکنند، در رسانه های تحت اختیارش دست به اقدامات سوال برانگیزی زده است.
مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور و از نزدیکان اسفندیار رحیم مشایی، تیتر نخست روزنامه ایران را به موضوع "جریان انحرافی" اما با محتوایی متفاوت اختصاص داده است.
"جنگيرها و رمالها را چه كساني به دولت منتسب كردند" این تیتر شماره امروز روزنامه دولتی ایران است.
آقای جوانفکر چند سوتیتر تعجب برانگیز را هم برای درج در صفحه اول روزنامه انتخاب کرده که در مجموع تحلیل مشوشی را به مخاطبان ارائه کرده است.
در پرده اول گزارش ۱۲ قسمتی روزنامه ایران، چنین وانمود شده است که جریان فتنه البته به نوشته روزنامه ایران "جریان سبز"، مخالفت جریان انحرافی است. برای اثبات این موضوع تنها مطلبی که پیدا شده سخنان ميرحسين موسوي در مناظره تاریخی ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ درباره "خيالبافي و خرافهگرايي" است؛ سخنانی که همان موقع از سوی حامیان واقعی رئیس جمهور و منتقدان کنونی جریان انحرافی بشدت رد و تقبیح شد.
روزنامه آقای جوانفکر که انتقاد بزرگانی همچون آیت الله مصباح یزدی به مشایی را هم تحمل نکرده، در اقدامی مشکوک سخنان میرحسین را در کنار اظهارات آیت الله مصباح درباره جریان انحرافی نشانده است تا اینگونه القا کند که جریان فتنه و منتقدان کنونی جریان انحرافی همسو هستند و در یک راستا حرکت می کنند!
به نظر می رسد این حرکت روزنامه آقای جوانفکر در واکنش به اتهام همسویی جریان انحرافی با جریان فتنه است؛ به عقیده مخالفان این دو جریان، اصلی ترین اهداف آنان یعنی مخالفت با ولایت فقیه، تاکید ویژه بر ملی گرایی، تضعیف مبانی اسلامی جامعه همچون فرهنگ عفاف و حجاب و... در میان این دو جربان مشترک است و سران آن ها هیچ مخالفتی با یکدیگر نداشته و ندارند.
روزنامه ایران در توضیح این بخش از ادعای خود بدون نام بردن از کسی، نوشته است برخی خواص به دلیل انتقاد از دولت در این مرحله (قبل از سال ۸۸) دچار "ریزش" شده اند: سکان های و پلان های اغواکننده این سریال بر صفحت سایت ها، روزنامه ها و رسانه های زنجیره ای و دیگر رسانه های غیر دیداری و شنیداری این جریان نقش بست و در بسیاری از لحظه ها ترسناک ترین و در عین حال مضحک ترین صحنه ها را رقم زد که باعث ریزش بسیاری از خواص و بزرگان شد."
این روزنامه در ادامه درباره قریب به اتفاق رسانه های اصولگرا و حامیان انقلاب اسلامی از جمله خبرگزاری فارس، جام جم، کیهان، تبیان، جهان نیوز، برهان، جوان، مشرق، نسیم آنلاین، تهران امروز، جوان آنلاین، ندای انقلاب، الف، صراط و... با قلمی خیال پردازانه که گویی درباره سرویس های جاسوسی دشمن سخن می گوید، نوشته است که این رسانه ها "در یک عملیات پیچیده تبلیغاتی و برگرفته از آخرین نسخه های تاکتیکی جنگ روانی، مهندس اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس جمهور و هر کسی که به نحوی در دولت با او ارتباط دارد، مورد آماج حملات سنگین و ناجوانمردانه خود قرار می دهند."
يك بيانيه جعلي ديگر بهنام مشاركت و مجاهدين صادر شد
در آستانه 22 خرداد سالگرد انتخابات دهم رياست جمهوري باز هم بيانيهاي جعلي از سوي اعضاي ناپيداي 2 حزب منحله مشاركت و مجاهدين انقلاب منتشر شد.
به گزارش "نداي انقلاب "، يك مقام آگاه امنيتي با بيان اين مطلب اظهار داشت: اين بيانيه نيز همانند ساير بيانيهها و اطلاعيههاي اين دو تشكل منحل شده در دو سال اخير جعلي بوده و توسط جرياناتي كه خاستگاه آن براي ما مشخص است صادر شده است.
وي افزود: هربار كه بيانيههايي به نام اين دو تشكل منحلشده صادر شده است اعضاي اين حزب اعم از آناني كه در حال گذران دوران محكوميت خود در زندان هستند و افرادي كه آزاد هستند از صدور اين بيانيه ها ابراز بياطلاعي مي كنند و معتقدند كه اين بيانيههاي مشكوك از جانب برخي جريانات در حال ساماندهي و انتشار هستند كه البته اين افراد خبر از هويت انتشاردهندگان اين بيانيهها ندارند و لذا اين بيانيهها جعلي است.
اين مقام آگاه امنيتي در پايان گفت: اين بيانيههاي جعلي كه در دو سال اخير به نام دو تشكل منحلشده صادر ميشود كاملاً جعلي است و در راستاي ايجاد تنش در جامعه در حالي صورت ميگيرد كه جامعه به سمت آرامش پيش ميرود.
اشک تمساح شیرین عبادی برای نسرین ستوده

از شهریور 1389 که نسرین ستوده به خاطر فعالیت های غیر قانونی در بازداشت به سر می برد ، جریان فتنه و ضد انقلاب داخل و خارج تلاش کرده اند تا به بهانه های مختلف، جریان خبری علیه نظام وملت ایران ایجاد کنند . از جمله شیرین عبادی که سوابق او علیه نظام کاملا روشن است فعالیت های مختلفی به بهانه نسرین ستوده در این مدت داشته است و با نامه پراکنی و تحصن و ... تلاش کرده که از نسرین ستوده به عنوان یک هدف سیاسی در تبلیغ علیه نظام استفاده کند.
نسرین ستوده، به عنوان وکیل دادگستری به جای دفاع از حقوق مردم و دادخواهی آنان، به شدت سرگرم فعالیت های ضد انقلابی و جریان فتنه دردو سال اخیر بوده، و بارها خوراک تبلیغاتی علیه نظام در داخل و خارج نظام ایجاد کرده است. وی به جای این که به فکر ایجاد آرامش و امنیت در جامعه باشد به خاطر فعالیت های ضد انقلابی خود در داخل کشور و ارتباط با رسانه ها ومحافل خارج کشور، به تبلیغ علیه نظام و جنجال آفرینی مشغول بوده و از طریق پرونده عناصر ضد انقلاب و عوامل جریان فتنه، دائم به دنبال جریان سازی خبری علیه نظام بوده است.
نسرین ستوده چه از طریق پرونده فعالیت های جریان فتنه، چه از طریق
به اصطلاح
مسائل حقوق زن و فعالیت های خلاف کانون مدافعان حقوق بشر که افرادی مانند
شیرین
عبادی دنبال می کرده اند و چه از طریق دهن کجی به حجاب اسلامی و... بارها
تلاش کرده
که علیه نظام تبلیغ کند و خوراک رسانه های خارجی و عوامل ضد انقلاب داخلی
وخارجی را
فراهم کند.
ستوده بعد از بازداشت به علت فعالیت های گسترده خود در
دو سال
اخیر، در زندان نیز سه بار به صورت مصنوعی اعتصاب غذا کرده است به طوری که
عوامل
جریان فتنه و مخالفان نظام مانند شیرین عبادی بارها این موضوع را به جریانی
برای
اعتراض به نظام تبدیل کرده اند و طوری وانمود کردند که نسرین ستوده به خاطر
اعتصاب
غذا در حال مرگ است و به شکلی مضحک اعلام می کردند که نسرین جان! اعتصاب
غذا را
پایان داده و خودت را نکش! ما و عوامل فتنه به تو نیاز داریم!
ظاهرا
نسرین
ستوده به خاطر طیف وسیعی از فعالیت های غیر قانونی خود در داخل کشور، در
دادگاه
محکوم شده و روز یکشنبه (۱۹ دی) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و
تبلیغ
علیه جمهوری اسلامی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس
تعزیری، ۲۰
سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
شیرین
عبادی
که ابزار جدیدی برای اقدام علیه ایران به دست آورده است مدتی است که سرگرم
جریان
سازی حول پرونده نسرین ستوده است و به هر شکل ممکن ، چه تحصن در مقابل
نهادهای
سازمان ملل و چه با نامه ومصاحبه و... تلاش می کند که از هم پیمان خود
حمایت
کند.شیرین عبادی به خاطر فعالیت هایی که برعلیه نظام جمهوری اسلامی داشته و
مورد
پسند دولت های غربی و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بوده جایزه نوبل صلح را
در یافت
کرده، به جای این که از حقوق مردم ایران و کشورهای اسلامی و مردم فلسطین،
یمن، مصر،
افغانستان وعراق و... درمقابل دخالت های آمریکا وکشورهای غربی حمایت کند با
اقامت
در آمریکا و آتلانتا و گردش در سایر کشورهای اروپایی، به دنبال اهداف
سیاسی خاص و
مورد پسند مخالفان ملت ایران ونظام جمهوری اسلامی است و پرسش اساسی این است
که برای
یک وکیل بین المللی و صاحب نوبل صلح، آیا مسائل متعدد و نقض آشکار حقوق
بشر در
کشورهای فقیر و مسلمان واجب تر است یا تحصن کردن و نگرانی از اعتصاب غذای
دروغین
نسرین ستوده در ایران؟
عبادی فراموش کرده که ملت ایران بسیاری از
منافقان
وافراد ضد انقلاب را از صحنه سیاسی کشور حذف کرده اند و امثال عبادی و
ستوده که
مدعی حقوق بشر هستند و برعلیه تعالیم اسلامی و مورد قبول ملت ایران تبلیغ
می کنند
را نمی بخشند.براین اساس، فعالیت امثال عبادی که کاری درخارج کشور از
دستشان بر نمی
آید وکسی برای حرف آنها تره خرد نمیکند، به این موضوع محدود شده که از
عوامل و
هواداران جریان فتنه و ضد انقلاب حمایت کنند.
امثال عبادی می دانند
که کسی
دراروپاوآمریکا به آنها اجازه نخواهد داد که علیه دخالت ها ونقض آشکار حقوق
بشر
آمریکا واسرائیل و... فعالیت کنند و فعالیت امثال او که القاب نوبل صلح را
با خود
همراه دارد محدود به این است که از امثال ستوده دفاع کنند و به جای این که
یک جریان
بزرگ علیه ظلم و بی عدالتی و گرسنگی میلیون ها بشر، مسائل محیط زیستی، حقوق
زن
وکودک در غرب و... به راه اندازند، چاره ای ندارند جز این که علیه ملت خود و
نظام
ایران تبلیغ کنند و دائم به دنبال تحقیر و ایجاد خوراک خبری برای رسانه های
غربی
باشند و میلیون ها نقض حقوق بشر در جهان را کنار بگذارندوبا کمک رسانه های
غربی، از
پرونده ساده ای مانند نسرین ستوده یک جریان خبری بسازند و بارها به آن
اشاره
کنند.
برای عبادی که جایزه نوبل صلح دارد، باید مسائل مهمتر و ریشه
ای دنیای
امروز مهم باشد اما عقده امثال عبادی باعث شده که دنیا را رها کنند وتنها
به فکر
دوستان خود باشند و یک جریان سیاسی خاص را محور کارهای خود قرار دهند و
تمام مسائل
حقوق بشری و حقوق زن، زندانیان و... را به گونه ای دنبال می کنند که بهانه
ای باشد
برای جریان سازی خبری برعلیه ایران ونظام جمهوری اسلامی.برای افرای مانند
خانم
ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز احتمالا این سوال بزرگ مطرح
است که
چرا عبادی به جای پرداختن به مسائل مهم حقوق بشر امروز جهان، خود را سرگرم
یک نفر
مانند نسرین ستوده کرده است.
شاید خانم پیلای از اقدامات عبادی تعجب کرده وهمین باعث شده که به عبادی
بگوید
شما تحصن را تعطیل کنید من خودم پیگیری می کنم!شیرین عبادی، در اواخر دی
ماه 1389
با نوشتن نامه ای به ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان
پیگیری
پرونده نسرین ستوده وکیل عناصر جریان فتنه شد. زمانی که عبادی و عده ای از
همفکران
او با عنوان فعالان حقوق زنان در برابر مقر سازمان ملل در ژنو به خاطر
نسرین ستوده
تحصن کردند، از طرف خانم پیلای، نامه ای به عبادی داده شد که در آن خواهان
پایان
تحصن شدو قول دادکه این مسئله را شخصا پی گیری کند.و جالب این است که چرا
عبادی که
خود را اولین زن مسلمان دارای نوبل صلح می داند،در موارد مهمتر برای مردم
مسلمان
جهان چنین فعالیت هایی را ساماندهی نمی کند؟
عبادی در نامه به ناوی
پیلای
نوشت: "در روزهائی که نمایندگان شما با آقای محمد جواد لاریجانی درباره
وضعیت حقوق
بشر ایران مذاکره می کردند، یکی از سرشناسترین مدافعین حقوق بشر ایران در
سلول
انفرادی و محروم از کلیه حقوق قانونی خود بود.نتیجه مذاکرات با مقامات دولت
ایران
بر سر اجرای حقوق بشر، منجر به صدور حکم سنگینی برای خانم ستوده شد."
عبادی
پاسخ دهد که این خانم سرشناس مدافع حقوق بشر چرا در دوسال گذشته و بعد از
انتخابات
فعال شده ا و چرا قبل از آن همراه با دار ودسته شما در زمینه حقوق بشر در
سراسر
جهان جریان سازی خبری نمی کردند. آیا این فعالیت های به اصطلاح حقوق بشر،
بهانه ای
برای مخالفت های سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؟ آیا درست است که فضای حقوق
بشر جهان
را به کانون مبارزات سیاسی تبدیل کنید؟ آیا سایر فعالان حقوق بشر در جهان
نیز مانند
شما رفتار می کنند؟ و هر روز فضای رسانه ها را به شلوغ کاری و فعالیت های
سیاسی
برعلیه یک نظام تبدیل می کنند و آبروی خود و ملت مسلمان ایران را در معرض
تحلیل
دیگران قرار می دهند؟
آیا موضوع تخلف و تبلیغ علیه نظام یک شهروند،
باید
توسط امثال عبادی به تحصن و جنجال و ... تبدیل شود؟
به گفته عبادی،
پس از
صدور حکم محکومیت نسرین ستوده، خانم پیلای طبق وظایف قانونی خود باید
پرونده خانم
ستوده را پی گیری کند و از دولت ایران خواهان پاسخگوئی باشد.
شیرین
عبادی در
نامه خود به خانم پیلای، مدعی شده که نسرین ستوده در اعتراض به وضعیت
زندان و
دادگاه سه بار اعتصاب غذا کرده که "تا حد مرگ" پیشرفته است و ماموران
امنیتی و
قضائی ایران هم "با خشم پرونده جدیدی برای وی تشکیل می دهند که اتهام آن
عدم رعایت
حجاب رسمی" در سخنرانی در در ایتالیا است.
این برنده جایزه صلح نوبل
در
پایان نامه خود دادرسی نسرین ستوده را با همکاریهای بین المللی خواستار
شده و این
موضوع نیز نشان می دهد که عبادی به دنبال آن است که یک موضوع داخلی در
ایران را به
یک موضوع بین المللی تبدیل کند و مداخله کشورهای غربی را موجب شود.
امثال
عبادی تلاش می کنند که محکومیت نسرین ستوده را به واکنش های زیادی از جمله
سازمان
عفو بین الملل و... تبدیل کنند. همین موضوع باعث شده که دولت آمریکا هم با
ناعادلانه و سنگین توصیف کردن مجازات حبس و ممنوعیت فعالیت حرفه ای برای
او، خواهان
آزادی فوری وی شود.
وزارت امور خارجه آمریکا (۲۰ دی) با صدور
بیانیه ای
اعلام کرد: "ایالات متحده حکم صادره علیه فعال حقوق بشر و وکیل برجسته،
نسرین
ستوده، را قویا محکوم می کند و خواهان آزادی فوری اوست."
شیرین
عبادی در
نامه سرگشاده خود به نسرین ستوده نوشته است:
«به تو نيازمنديم،
اعتصاب غذاي
خود را بشکن، زيرا بي پناهان هنوز به پناهي مطمئن و کوهي استوار چون تو
نیاز
دارند!
در حالی که عبادی و ستوده و دوستان آنها که از هر وسیله ای
در داخل و
خارج کشور استفاده می کنند تامقاصدخود را به نتیجه برسانند خوب می دانند که
بسیاری
از مردم ایران ازاقشار کم درآمد گرفته تا فعالان اجتماعی و اقتصادی نیاز
دارند که
به پرونده های معمولی آنها رسیدگی شود و این وکلا اگر واقعا به حقوق مردم
می
اندیشیدند باید وقت وکارخود را صرف این مردم در داخل کشور می کردند نه
این که با
طرح پرونده عوامل جریان فتنه که مردم آنها را ترد کرده اندبه دنبال تبلیغ
علیه نظام
باشند یا در خارج کشور، به دنبال برنامه هایی باشند که با سروصدا و جریان
سازی،
اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
از كميته جلوگيري از حفظ نظام تا بهترين بودن سردار مدحي
اپوزسيون و گروه ضد انقلاب در پروژه الماس فريب نشان داد كه دشمنان ايران از چه حماقتهاي بزرگي رنج ميبرند. مدحي در يكي از مصاحبههايش به صورتي هوشمندانه خطاب به نوريزاده (از عوامل ضد انقلاب) ميگويد: ما كميته "تقويت و جلوگيري از حفظ نظام! " داريم و نوريزاده هم او را تأييد ميكند.

دروغهاي اوهامگونهاي مثل اينكه ما از قبل ميدانستيم مدحي نفوذي است و يا ما ساده دل بوديم كه حرفهايش را قبول كرديم و ...
اين در حالي است كه نگاهي به گفتوگوها و مصاحبههايي كه قبل از پخش مستند الماس فريب در سيماي جمهوري اسلامي ايران توسط افرادي مثل نوريزاده با اين عنصر نفوذي وزارت اطلاعات انجام شده و يا تعريف و تمجيدهايي كه اين قبيل افراد از "تيمسار " يا همان "سردار مدحي " داشتهاند، نشانگر دروغ بودن تمام اين ادعاها و در عين حال توانمندي عميق وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران در پيشبرد اهداف امنيتي كشور و بي اعتبار كردن اعضاي اپوزسيون ايران در نزد يكديگر است.
به طور مثال، عليرضا نوريزاده در يكي از برنامههاي خود با عنوان "پنجرهاي رو به خانه پدري " در مورد مدحي اينچنين ميگويد:
"_او با اقتدار صحبت ميكند... حرفهايش بسيار تأثيرگذار است... اين براي من خيلي تأثيرگذار بود. انساني كه توي جبهه سلامتياش را از دست داده و تمام تنش پر از درد است و شيميايي است. و پر از درد و خاطره است (اين حرفها را ميزند...!) "
و پس از برقراري ارتباط تلفني با مدحي اينگونه با او صحبت ميكند:
"_ بهت سلام ميكنم سردار... ميدونم كه با كار سنگيني كه الآن داري ميكني خستهاي. ولي آدم وقتي عاشق باشه كار ميكنه... "
نوريزاده به عنوان بخشي از ويترين ضد انقلاب و اپوزسيون در نحوه تعامل با الماس فريب! وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران، همچنين در مقابل صحبتها و عبارتهاي كنايهدار مدحي كه هر مخاطب معمولي نيز ميتواند به غلط يا مطايبه آميز بودن آنها پي ببرد، هيچ عكسالعملي كه حاكي از فهم و شعور وي نسبت به اين عبارات غلط باشد، از خود نشان نميدهد و حتي در جاهايي آنها را تأييد هم ميكند.
مدحي در يكي از صحبتهاي خود با نوريزاده كه فيلم آن بر روي سايت يوتيوب نيز قرار دارد، ميگويد: "ما در ايران كميته تقويت و جلوگيري از حفظ نظام داريم " و نوريزاده كه خود را يك روزنامه نگار بينالمللي و كاركشته در سياست ميداند به هيچ وجه متوجه خطاي فاحش اين جمله مدحي نميشود و از وي نميپرسد كه كميته جلوگيري از حفظ نظام ديگر چيست...؟!
نوريزاده در صحبتهاي خود پس از بخش مستند الماس فريب و بر ملا شدن عمليات هوشمندانه وزارت اطلاعات در عمق جبهه ضد انقلاب پس از اخذ نتيجه، به فرافكني روي آورده و حتي مدعي است كه از قبل متوجه نقشههاي طرح الماس فريب بوده است.
او كه در گفتوگوهاي خود با مدحي قبل از اين ماجرا، همواره از وي به عنوان "سردار " و يا "سردار عزيز " نام ميبرد؛ در يكي از مصاحبههاي تلفني با مدحي هنگامي كه او در مورد بيت رهبري و پاكدستي آن در مسائل اقتصادي سخن ميگويد نوريزاده بر خلاف سياق هميشگي خود، نه تنها هيچ عكسالعملي نشان نميدهد بلكه همچنان مشتاقانه به شنيدن حرفهاي مدحي ادامه داده و در ادامه با بيان اينكه "اگر آدم با سردار! بنشيند و حرف بزند، تا صبح ادامه ميدهد "، ميگويد: "ما در اين صحبتها سردار را ول نميكرديم. "
نوريزاده كه پس از پخش الماس فريب مدعي است كه ساده دل بوده؛ رفتارهايي تا قبل از بر ملا شدن اين پرونده دارد كه بهتر است آنها را كودن بودن نوريزاده و امثال او بدانيم تا ساده دلي آنها.
مثلاً مدحي در صحبتهاي خود با نوريزاده از دو شخص پيرامون مسائل فساد اقتصادي نام ميبرد كه نام فاميل اولي فاميل يك بازيگر مشهور است و دومي نام فاميل يك فوتباليست شهير ايراني و البته نوريزاده به هيچ وجه متوجه اين شوخيها نميشود.
در بحث كودن بودن مصاحبهگران شيفته سردار مدحي همين بس كه وقتي او ميگويد "در ايران 11 ميليون نفر به موسوي راي دادهاند "، كسي به او اعتراض نميكند كه رقم صحيح 13 ميليون است نه 11 ميليون. البته نوريزاده كه در ماجراي شرور ريگي هم كوس رسوايي خود را بيش از پيش به عالم نواخت، گافهاي خندهدار و متناقض ديگري هم در ارتباط با پروژه الماس فريب و شخص سردار مدحي دارد.
او در يكي ديگر از گفتوگوهاي متعددش با مدحي خطاب به او ميگويد:
"من به شما درود ميفرستم و در ادامه اين مدحي است كه در صحبتهايش، زيركانه جملهاي را ميگويد كه نه نوريزاده و نه ساير مغزهاي كرم خورده اپوزيسيون خارج نشين متوجه آن نميشوند. "
مدحي ميگويد: "رهبران جنبش سبز تا آخر با مردم نخواهند ماند. " او تاكيد ميكند: "جنبش سبز معني ندارد " و نيز پيرامون رابطه خود با ايران به كنايه ميگويد: "هم صداها ركورد شد هم صحبت من هم صحبت آنها " و جالب است كه نوريزاده و ساير عوامل پر مدعاي سلطنتطلب، به همين سادگي در يد با اقتدار سربازان گمنام امام زمان(عج) اسير ميشوند و خود نميفهمند.
تمام اين موارد در حالي مطرح شد كه ضد انقلاب پس از غافلگيري در پروژه الماس فريب چهرهاي به مراتب مضحكتر از قبل از افشاگري مدحي به خود ميگيرد.
حالا ديگر آنها كه سردار و تيمسار را قبل از بردن نام از مدحي به هيچ عنوان از ياد نميبردند از او به عنوان مدحي خالي نام ميبرند.
خندهدارتر آنكه عليرضا نوريزاده كه در ماجراي الماس فريب، هم آبروي نداشته اپوزيسيون را پيش از پيش برد و هم آبروي سرويس اطلاعاتي انگلستان را، در برنامهاي مدعي ميشود كه صحبتهاي مدحي در مستند الماس فريب اساساً در ايران نبود و مبلماني كه در فيلم وجود دارد نشانگر آن است كه مصاحبه در بانكوك پايتخت تايلند ضبط شده است!!!
او همچنين ماجراي نيمهكاره ماندن سفر مدحي به اسرائيل و حضور ناگهاني او را در ايران غير ممكن اعلام ميكند و اين در حالي است كه انگار ماجراي دستگيري شرور تروريست ريگي را در آسمان ايران و توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) از ياد برده است.
در اين ميان اما كودنهاي ضد انقلاب ديگري هم بودند كه با حضور در پروژه الماس فريب و شكست در آن برگي ديگر از احمق بودن دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران را رقم زدند.
گروه مبارزان راه آزادي، خود نويس، روزنامه گاردين و ... نيز ديگراني بودند كه طي اين مدت در تور امنيتي ـ اطلاعاتي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران اسير شده اما خود بيخبر از ماجرا، به تعريف و تمجيدهاي آنچناني General madhi !!! مشغول بودند.
در ماجراي پرونده الماس فريب، فضاحت ضد انقلاب و عناصر خود فروخته سرويسهاي امنيتي انگليس و آمريكا البته بسيار دامنهدارتر نيز هست.
در روزهايي كه هنوز مدحي يا همان سردار مدحي عناصر سلطنتطلب، در جبهه ضد انقلاب حضور داشت، نوريزاده به عنوان مهره فعلي ضد انقلاب در رسانههاي اپوزيسيون در پاسخ به عدهاي كه بحث خطرناك بودن مدحي را با توجه به سوابقش مطرح ميكنند؛ در يكي از برنامههايش ميگويد كه در انتخاب افراد بسيار دقت دارد و حتي براي تحقيق از مدحي آدم فرستاده و از او مطمئن است!
وي با بيان اينكه "هر كس به حرف من گوش كند در دام نميافتد " تصريح ميكند كه اطلاعات مدحي موثق است.
او ميافزايد: "من ميدانم با زدن بعضي حرفهاي ديگر تهمتها عليه من و مدحي آغاز ميشود. " و اين در حاليستكه بايد گفت امثال نوريزاده هماكنون بايد براي پاك كردن اين فضاحت به خودتهمتي روي بياورند.
او در همين برنامه تلويزيوني تاكيد ميكند كه تمام اطلاعات خود را با مدحي چك ميكند صنفي آنكه ميدانسته مدحي يك مقام بلند پايه است و تا وقتي از ايران خارج نشده و حركتش را شروع نكرده نيازي به معرفي او نبود.
عليرضا نوريزاده تصريح ميكند كه "مدحي از بهترينها است. "
مدحي در پروژه امنيتي ـ اطلاعاتي الماس فريب حتي بر جا گذاشتن رد پاي ذكر شده نيز بسنده نميكند و نشانههاي ديگري را نيز بر جا مي گذارد تا پس از بر ملا شدن حد حماقت اپوزيسيون ضد انقلاب و حتي سرويسهاي امنيتي انگلس و آمريكا كسي را ياري كتمان اين كودني نباشد.
او براي دولت در تبعيد اساسنامه و مرامنامهاي تنظيم كرده است كه نكات بسيار جالبي در آن وجود دارد. براي مثال در يكي از بندهاي اين اساسنامه آمده است:
"چنانچه برنامههاي دولت نتواند آراي نصف + 1 را كسب نمايد، مجلس و دولت منحل!!! و انتخابات بعدي ظرف مدت يك ماه برگزار ميشود. "
پروژه تازه جريان انحرافي خنثی شد
دسیسه های برکناری وزیر کشور با هوشیاری نمایندگان خنثی میشود
در همين ارتباط عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به وجود شایعات فراوان در خصوص استيضاح وزير كشور از طرف جریان نوظهور انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش رو و در دست گرفتن وزارت كشور،اظهار داشت: با توجه به عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وی در مجلس دسیسه ها برای برکناری وی با هوشیاری نمایندگان خنثی خواهد شد.
سیدعلی آقازاده نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با تأکید بر عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وي در مجلس اظهار داشت: ایجاد شایعات برای تخریب وجهه وزیر کشور در بين نمایندگان با هدف کشاندن وی به مجلس برای استیضاح دسیسه ای از سوی جریان انحرافی است.
وی عملکرد وزیر کشور را موفق دانست و اذعان داشت: توطئه جدید جریان انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات آتی مجلس بی ثمر خواهد بود و لذا جریان نوظهور انحرافی با ایجاد شایعات توان زیر سوال بردن وجهه وزیر کشور را ندارد و انتخابات آتی مجلس موفق و در کمال سلامت برگزار خواهد شد.
بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور ناکام خواهد ماند
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه با اعلام خبر پروژه جديد جریان انحرافی براي بهره برداري از وزارت کشور، گفت: بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور در زمان انتخابات ناکام خواهد ماند.
عبدالرضا ترابی نماینده مردم گرمسار نيز در اين باره افزود: وزارت کشور یکی از مهمترین وزارتخانه های کشور است که همیشه در زمان های نزدیک به انتخابات مورد تهاجم گروهک های انحرافی قرار می گیرد لذا این بار نیز با تدابیر عاقلانه نمایندگان مجلس طرح استیضاح مطرح نخواهد شد و جریان انحرافی نمی تواند از استیضاح وزیر کشور به نفع خود بهره برداری کند.
وی با بیان اینکه تعامل وزیر کشور با نمایندگان مجلس شورای اسلامی تا امروز بسیار خوب بوده است گفت: اگر نماینده ای در حوزه انتخاباتی خود با مشکل مواجه باشد از طریق طرح سوال از وزیر آن را طرح خواهد نمود.
ترابی خاطرنشان نمود: وزارت کشور به عنوان یک نهاد اجرایی در زمان انتخابات نقش مهمی را ایفا می کند و از آنجایی که نمایندگان از این حساسیت آگاه هستند تحت هیچ شرایطی طرح استیضاح وزیر کشور را در زمان انتخابات مطرح نخواهند کرد.
جریان انحرافی به دنبال به چالش کشیدن وزیر کشور
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: عملکرد وزیر کشور همواره مورد حمایت مجلس بوده و انتخابات مجلس نهم با سلامت كامل برگزار خواهد شد.
محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس بشرویه سرایان و فردوس در خانه ملت در حمایت از وزیر کشور گفت: وزیر کشور در طول دوران وزارت خود کارنامه مثبتی داشته و در بعد امنیتی و مقابله با جنگ نرم دشمن عملکرد قابل قبولی داشته است و مورد حمایت نمایندگان مجلس است.
وی در ادامه اظهار داشت: مجلس با رأی قاطع حمایت خود را از وزیر کشور اعلام کرده و همچنان وزیر کشور از حمایت بی دریق مجلس برخوردار بوده و انتخابان مجلس نهم نیز به کوشش وی برگزار خواهد شد.
عابدی با بيان اينكه افرادی در جمهوری اسلامی هستند که عملکرد نظام را مغایر با منافع خود می دانند افزود: جریان انحرافی با به چالش کشاندن وزارت کشور قصد دخالت در امور انتخابات را دارد لذا نمایندگان با آگاهی و اشرافیت کامل بر اوضاع این دسیسه ها را خنثی خواهند ساخت.
وزیر کشور تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات استیضاح نخواهد شد
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نيز در همين ارتباط گفت: تحت هیچ شرایطی وزیر کشور در زمان انتخابان استیضاح نمی شود چراکه در این صورت زمینه مناسب برای سوء استفاده جریان انحرافی فراهم خواهد شد.
علی اکبر اولیا نماینده مردم یزد و صدوق در واکنش به برخی اخبار منتشر شده مبنی بر استیضاح وزیر کشور در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: از آنجایی که وزارت کشور نقش مهمی را به عنوان یک نهاد نظارتی در زمان انتخابات ایفا می کند و در صورت کج روی می تواند یک ارگان مهمی برای سوء استفاده جریان های انحرافی داخلی و خارجی باشد لذا تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات وزیر کشور از سوی نمایندگان استیضاح نخواهد شد.
وی تصریح کرد: وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی به دلیل تعاملات گسترده از پایگاه ویژه ای برخوردار است و در این شرایط طرح استیضاح وی مطرح نخواهد بود.کار رسانه های آمریکایی، بستر سازی برای سیاست های نظامی این کشور است
شبکه راشاتودی با انتقاد از دروغ پردازی های رسانه های آمریکا
گفت: «
کار اصلی رسانه های آمریکایی بستر سازی برای اجرای سیاست های نظامی دولت
این کشور
است.»
نهضت
سبزنبوی به نقل از جام نیوز، در پی اعمال سانسور و تحریف در اخبار
رسانه
های آمریکا، شبکه انگلیسی زبان راشا تودی طی برنامه ای با موضوع" دروغ هایی
پشت
پرده اخبار در آمریکا"آورد: «کار اصلی شبکه های خبری و روزنامه های آمریکا
بستر
سازی برای سیاستهای نظامی این کشور است ولی این امر فقط تا حادثه 11
سپتامبر ادامه
یافت و مردم بعد از آن فهمیدند که آمریکا در اخبار خود چه دورغ هایی را
بیان می
کند.»
این شبکه گفت: «زمان جنگ عراق نیز بسیاری از متخصصان پنتاگون با
حضور در
برنامه های تحلیلی و شبکه های خبری و با اظهار نظر در باره این جنگ از طریق
این
برنامه ها پول بسیاری بدست آوردند و این برنامه ها خود به یک منبع مالی
برای
پنتاگون بدل شده بود.»
راشا تودی در رابطه با مطالبی که این کارشناسان
در رسانه
ها بیان می کردند گفت: «این کارشناسان حقیقت را طبق چیزی که مقامات
آمریکایی از
شبکه های خبری می خواستند بیان می کردند نه آنطوری که وجود داشت.»
شبکه
راشاتودی
در پایان افزود: «زمانی که ریچارد بروس دیک چینی، معاون رئیس جمهور پیشین
آمریکا
بیان کرد ما براین باوریم که عراق به تسلیحات کشتار جمعی دست پیدا کرده است
بسیاری
از خبرنگاران بر این باور بودند که وی دروغ می گوید و اصلا سندی برای
حرفهای خود
ندارد ولی کسی در این میان از وی سوالی نکرد.و بعدا معلوم شد که به
خبرنگارانی که
مورد اعتماد سیاستمدارن نبودند اجازه ورود به کنفرانسها را نمی
دادند.»
روایت سازگارا از ماهیت ضد دینی و غربگرای فتنه سبز
نظرات شما عزیزان: