نفع بيبيسي فارسي از آمدن آيتالله هاشمي چيست؟/ هاشمي شب گذشته ديداري با رهبر انقلاب نداشته است

"تلويزيون دولتي بيبيسي" در زيرنويسهاي خبري خود مدعي شد قرار است آيتالله هاشمي امشب (شب گذشته) به ديدار "رهبر معظم انقلاب" برود تا در خصوص "حضور يا عدم حضور" خود با ايشان به گفتگو بنشيند و اين شبکه به صورت زنده؟! از اين ديدار گزارش تهيه کند.
اين که منبع خبر بيبيسي چه کساني بودند و از کجا اين خبر را آورده بودند شايد با اندکي تامل بتوان آن را پيدا کرد اما تا جايي که خبرهاي موثق و مورد تاييد حکايت دارند "شب گذشته هيچ ديداري بين آيتالله هاشمي رفسنجاني و رهبر معظم انقلاب اسلامي صورت نگرفته است".
همه اينها در حالي صورت ميگيرد که "باشگاه خبرنگاران" پيش از اين در گزارشي با عنوان "" مصداقهاي متفاوت از جنگ رواني اطرافيان و نزديکان آيتالله هاشمي را مورد بررسي قرار داده بود.
اما در جديدترين اظهارنظر از سوي خانواده هاشمي، "عفت مرعشي" همسر "رئيسجمهور دوران سازندگي" در حاشيه دادگاه فرزندش در پاسخ به اين سوال که آيا آيتالله هاشمي وارد عرصه انتخابات ميشوند يا خير اين گونه پاسخ داد: "حاج آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نميشوند"
مواردي از اين دست که نيامدن هاشمي را تاييد ميکنند اين روزها بيش از روزهاي گذشته شده و نيامدن "رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام" به عرصه انتخابات يازدهم رياست جمهوري قوت بيشتري گرفته است.
حال اين که مسئولان شبکه سلطنتي انگليس از آمدن يا نيامدن آيتالله هاشمي چه سودي ميبرند چيزي است که پاسخ آن شايد در اختيار منبع خبر شب گذشته بيبيسي فارسي باشد.
معلمان نیز می توانند هم در مسئله انتخابات به عنوان نقطه برجسته حماسه سیاسی و هم در حماسه اقتصادی كه
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از معلمان و فرهنگیان سراسر كشور، آموزش و پرورش را یك دستگاه بسیار مهم و اساسی و زیر ساخت اصلی برای شكل گیری جامعه ای پیشرفته و برخوردار از خصلت های والای انسانی و سبك زندگی اسلامی دانستند و تأكید كردند: ادامه مسیر پرشتاب پیشرفت كشور در ابعاد مختلف نیازمند حركت جهشی و خلق حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی است و آموزش و پرورش در این عرصه قطعاً نقش آفرین است.
به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري: در این دیدار كه به مناسبت هفته گرامیداشت مقام معلم برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با گرامیداشت یاد و خاطره شهید آیت الله مطهری و همچنین شهدای معلم و دانش آموز، جایگاه و منزلت شغل معلمی را در جامعه اسلامی بسیار بالاتر و متفاوت تر از سایر مشاغل دانستند و افزودند: معلم در واقع شكل دهنده و پردازنده گوهرهای گرانبهایی است كه كودكان و نوجوانان كشور هستند و بر همین اساس، شغل معلمی را نمی توان در ردیف دیگر مشاغل قرار داد.
ایشان خاطر نشان كردند: رسیدن یك جامعه به سرافرازی، رفاه، غنا، پیشرفت علمی، شجاعت، خردمندی، آزادگی و عقلانیت، در گرو آموزش و تربیت صحیح كودكان و نوجوانان است و بخش عمده ای از این وظیفه بسیار مهم نیز برعهده معلمان است.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: تأكید مكرر بر لزوم تحول بنیادین در آموزش و پرورش به این علت است كه ایجاد هرگونه تحول در جامعه، مبتنی بر وجود زیر ساخت اصلی یا همان آموزش و پرورشِ برخوردار از جهت گیری اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تصویب و ابلاغ سند تحول آموزش و پرورش، اجرایی شدن آن را مورد تأكید قرار دادند و افزودند: البته در اجرای سند تحول آموزش و پرورش باید از هرگونه شتابزدگی پرهیز كرد و با در نظر گفتن همه جوانب و با تدبر و تأمل پیش رفت.
ایشان تحول در آموزش و پرورش را كاری عمیق خواندند و خاطرنشان كردند: كارهای عمیق، كوتاه مدت و زود بازده نیستند و بر همین اساس اجرای سند تحول آموزش و پرورش نیازمند كارهای تحقیقاتی متعدد در بخشهای مختلف آن است تا ریل گذاری صحیحی انجام گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر لزوم پشتیبانی مالی دولت و مجلس از آموزش و پرورش، به موضوع دانشگاه فرهنگیان نیز اشاره كردند و افزودند: این دانشگاه با دانشگاههای دیگر متفاوت است زیرا در آن، شخصیت معلمان ساخته می شود ، بنابراین آموزش عالی باید پشتیبانی های لازم را از دانشگاه فرهنگیان انجام دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای كتابهای درسی را نیز یكی از موارد بسیار مهم در آموزش و پرورش برشمردند و تأكید كردند: همواره باید با چشمی بینا، بر محتوای كتابهای درسی نظارت كرد تا به تناسب نیازها و پیشرفتها و جنسیت دانش آموزان، معارف الهی و اسلامی و مدنی و تمدن ساز و انسان ساز گنجانده و برخی موارد غیر مناسب اصلاح شوند.
ایشان با قدردانی از معلمان و زحماتی كه برای تعلیم و تربیت دانش آموزان متحمل می شوند، به ایستادگی معلمان در پای منافع انقلاب اسلامی و هوشیاری آنان، در طول 34 سال گذشته، اشاره كردند و افزودند: امسال كه سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامگذاری شده است، قطعاً آموزش و پرورش می تواند در تحقق این حماسه نقش آفرین باشد.
رهبر انقلاب اسلامی، تحقق حماسه را نیازمند شور و نشاط و نقش آفرینی همه آحاد مردم از جمله معلمان و دانش آموزان دانستند و خاطرنشان كردند: دانش آموزان اگرچه به لحاظ قانونی دارای شرایط رأی دادن نیستند اما می توانند بر خانواده های خود تأثیرگذار باشند و معلمان نیز می توانند هم در مسئله انتخابات به عنوان نقطه برجسته حماسه سیاسی و هم در حماسه اقتصادی كه بلندمدت است، نقش آفرینی كنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: كشور و ملت بزرگ ایران، با توجه به اهداف و آرمانهایی كه دارد، نیازمند حماسه سازی و حركت جهشی در بخشهای مختلف است.
ایشان با اشاره به پیشرفتهای شگرف ملت ایران در سه دهه گذشته بویژه پیشرفتهای علمی، تأكید كردند: سرعت پیشرفتهای علمی ایران بگونه ای بوده است كه مجامع جهانی چاره ای جز اعتراف به آن نداشته اند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: سرعت پیشرفت ملت ایران در زمینه های سیاسی، اجتماعی، سازندگی، آگاهی، بصیرت عمومی، اقتدار ملی و آبروی بین المللی نیز بالا بوده است اما بدخواهان ملت در تبلیغات خود به این مسائل اشاره ای نمی كنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با وجود همه این پیشرفتها، ملت ایران برای رسیدن به اهداف و آرمانها، و جایگاه شایسته خود نیازمند پیشرفتهای بیشتر و شگرف تر است، و لازمه چنین پیشرفتها و جهش هایی خلق حماسه است.
ایشان با اشاره به تجربه موفق خلق حماسه در دوران دفاع مقدس، تأكید كردند: به لطف خداوند، ملت ایران در خلق حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نیز موفق خواهد شد و آن را به چشم خود خواهد دید.
در ابتدای این دیدار آقای حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش با اشاره به تصویب سند تحول بنیادین گفت: برای اجرای این سند مهم، تدوین و آماده سازی 6 سند پایین دستی و نقشه راه تحول بنیادین در دستور كار قرار گرفت كه تاكنون سند برنامه درسی ملی رونمایی شده است.
وزیر آموزش و پرورش، اجرای نظام جدید آموزشی، هدایت دانش آموزان به سوی رشته های فنی و حرفه ای، توجه ویژه به دانش آموزان نخبه و ارتقای كمی و كیفی المپیادها، استفاده از فناوریهای جدید در مدارس و تأسیس دانشگاه فرهنگیان را از جمله زیرساختهای ضروری برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش برشمرد.

|
به گزارش حدیدنیوز، آخرین روزهای دولت دهم در حال سپری شدن است و دولت دوم احمدینژاد آرام آرام به نقطه پایانی خویش نزدیک میشود. رفتارهای چند ماهه اخیر احمدی نژاد و مجموعهاش حاکی از آن است که دولت امروز در شرایط خاصی قرار گرفته و رفتارهای ویژهی خودش را که چندان در شأن یک دولت نظام اسلامی نیست، بروز میدهد؛ که بعضاً با تذکر و عتاب سایر مسئولان و کارشناسان کشور نیز روبهرو شده است. اقتصاد رها شده در ماههای پایانی، سیاسیبازیها و رفتارهای بودار تبلیغاتی و پرخاشگریهای عمومی رئیسجمهور دهم نشانگر این رفتارهاست. رفتارهایی که هرچه به انتخابات نزدیک میشویم گستردهتر و بیمحاباتر صورت میگیرد. اما به نظر میرسد رفتارهای خاص، در پایان دولتهای پیش نیز جسته و گریخته وجود داشته است.
در دهههای اخیر، روزها و ماههای پایانی هر دولتی بنا بر ویژگیها و شرایط درونی و بیرونی آن جهتگیری و فضای خاصی داشته است. دولت آقایان هاشمی، خاتمی و احمدینژاد هر یکی دولت خود را با شرایطی خاص به پایان بردند. ابتدا شاید بهتر باشد آخرین پیام نوروزی آنان را با هم قیاس کنیم.
در آخرین نوروز دولت سازندگی، اصلاحات و مهرورزی، هریک از این سه نفر، ضمن تبریک نوروز اقدامات و دستاوردهای مثبت دولت خود را برشمردند. اما در نهایت خاتمی و احمدینژاد بودند که به چالش های پیش روی دولت اشاره کردند. خاتمی با اشاره تورم دو رقمی، بیکاری و مسائلی نظیر چالشهای هدفمندی یارانهها مشکلات پیش روی کشور را تشریح کرد و هشت سال بعد احمدی نژاد در آخرین پیام نوروزی خویش، همین مشکلات اقتصادی را برشمرده و بار ایجاد آن را به دوش تحریمها و فشارهای دشمنان گذاشت.
از سوی دیگر در این سه پیام، مفهوم مشابه دیگری هم نهفته است و آن تاکید بر شکلگیری انتخاباتی پرشور و سالم است؛ البته در میان این سه نفر، احمدینژاد تأکید ویژهتری بر سلامت انتخابات و بدون تخلف برگزار شدن آن دارد. تاکیدی که شاید نگاهها و افکار را به سمت خود بگرداند. پایان پیام خاتمی و احمدینژاد نیز مشابهت خاصی دارد و آن سلام دوباره هردو به ملت است. خاتمی در پیام خویش میگوید: «این هشتمین و آخرین نوروزی است که به عنوان رییسجمهور با شما سخن میگویم، گرچه وداعی در بین نیست، بلکه آغاز سلام است» و احمدی نژاد نیز پس از شعرخوانیهای مفصل عنوان میکند «می آید بهار که؛ زنده است یار، که؛ زنده باد بهار».
اما وجه اشتراک دیگری که سه رئیس جمهور با هم داشتهاند، تلاش فراوان برای به بهرهبرداری رساندن پروژههای نیمه تمام دولت یا افتتاح مجموعههای مختلف بود.
هاشمی در آخرین سالهای مسئولیت خوش در جایگاه ریاست قوه مجریه، انرژی فراوانی در جهت به بهرهبرداری رساندن پروژهها و به عبارت دیگر قیچی زدن روبانها انجام داد تا جایی که زمانی رئیس سازمان مدیریت دولت بعدی از پروژه های افتتاح شده ماههای پایانی دولت هاشمی سخن میگفت. اما این روند به دولت بعدی هم کشانده شد و خاتمی نیز با شدت خاص خودش، بر بهرهبرداری ماقبل آخر دولتاش تاکید میورزید. پروژههایی که شاید حتی از یادگارهای دوره سازندگی بود که برای اصلاحات به ارمغان آورده بودند.
خاتمی نیز با وجود رویکرد سیاسی دولت خویش این پروژهها را دوستداشتنی میدانست. اما احمدینژاد علاوه بر اینکه همین خصلت را دارد و هر روز و هر شب در قالب سفرهای استانی خود ـ که بعد از تعطیلی نزدیک به یک سالهاش ـ ناگهان شکوفا شد، به همین رویه میپردازد. محمود احمدینژاد با تلاش فراوان خود را به استانهای مختلف کشور میرساند و روبان طرحهای روی زمینمانده را قیچی میزند و صد البته از نامزد محبوب اش رونمایی میکند!
اما کاری که احمدینژاد کرد و بقیه نکردند، متلکگویی و حاشیهپراکنی علیه افراد و مسئولان مختلف نظام در ماههای آخر دولت است. شاید رؤسای جمهور قبلی کمتر در برابر نظام قد علم کردند و با وجود تمام اختلافها و حاشیهها اینقدر آشکارا در برابر قوای مختلف جمهوری اسلامی حواشی ایجاد نکردند که امروز شاهد آن هستیم. هاشمی از ناطق نوری و خاتمی از معین حمایت کردند و البته حواشی حمایتها عادی مینمود، اما حمایت آشکار احمدی نژاد از جریان انحرافی نشانگر رفتار انتحاری اوست که میخواهد استمرار قدرت را با هر روش ممکن رقم بزند.
منتسبان فتنه و انحراف را رد صلاحیت کنید
هزار تن از اساتید و دانشجویان در نامهای خطاب به شورای نگهبان خواستار پرهیز از هرگونه اغماض و ملاحظه در خصوص منتسبان «فتنه و انحراف» ...
به گزارش گروه سیاسی « خبرگزاری دانشجو»، هزار تن از اساتید و دانشجویان دانشگاههای تهران در نامهای با تأکید بر رد صلاحیت فتنهگران و وابستگان جریان انحراف، خواستار اطلاعرسانی منظم و شفاف شورای نگهبان از کلیه مراحل فرایند انتخابات بهمنظور جلوگیری از بروز هرگونه شبهه در این زمینه شدند.
متن کامل نامه بدین شرح است:
دبیر محترم و فقها و حقوقدانان گرانقدر شورای نگهبان
سلام علیکم؛
با احترام و آرزوی سربلندی و توفیق مستمر الهی برای شما عزیزان در سنگر حراست از آموزههای اسلام ناب و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ثمره گرانسگ مجاهدتهای خالصانه اولیاء دین، فداکاری ملت رشید ایران و خونبهای شهیدان به حق پیوسته از آنجا که انقلاب شکوهمند اسلامی در مسیر حرکت الهی خویش در آستانه آزمون بزرگ یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد، یقیناً دشمنان کینهتوز درصدد اند از این فرصت برای رخنه در نظام اسلامی و وارد ساختن ضربات شیطانی استفاده کنند.
امضاءکنندگان این نامه بر اساس وظیفه شرعی و انقلابی خویش نکاتی را حضور اعضای محترم آن شورا یادآوری میکنیم؛ باشد که با الطاف خداوند متعال، بصیرت امت بزرگ و وظیفهشناس و تلاش مسئولان، نظام اسلامی این آزمون بزرگ را همچون گذشته با سربلندی و پیروزی پشتسر گذاشته و حماسه دیگری را در تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی رقم بزند. انشاءالله.
1- شورای محترم نگهبان در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی از جایگاه والا و منحصر به فردی برخوردار میباشد؛ رسالت حفاظت از قانون اساسی و احراز مطابقت کلیه قوانین نظام با اسلام ناب، در حقیقت همان رسالت نگهبانی از ثمره خون پاک هزاران شهید به حق پیوسته و حراست از شجره طیبه انقلاب اسلامی است که امت شریف ما برای غرس، رشد و به بار نشستن آن از تحمل هر نوع سختی و مرارتی دریغ نورزیده و از آغاز دهه 40 تا امروز همواره خود و داراییهای مادی و معنویاش را نثار آن کرده است.
فلسفه اصلی حمایتهای بیدریغ معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(قدس سره) از شورای نگهبان به همین جایگاه والا و منحصر به فرد آن باز میگردد.
این رسالت بزرگ و جایگاه منحصر به فرد اقتضاء دارد که شورای محترم نگهبان در مرحله بررسی، احراز و اعلام صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری همه حساسیتهای لازم و دقتهای قانونی را اعمال و به مقتضای این امر خطیر که مقدمه انتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور پس از مقام معظم رهبری است، از هر گونه مسامحه، ملاحظه، حمل بر صحت نمودن و گذشتی که احتمال خطا را افزایش میدهد، پرهیز کند.
2- اعضای محترم شورای نگهبان و آحاد فرهیختگان و امت بزرگ اسلامی به روشنی واقفند که در همه نظامهای سیاسی دنیا و از جمله نظامهای دموکراتیک افرادی مجاز به کاندیداتوری برای ریاست جمهوری و یا سایر مناصب مهم حکومتی هستند که نسبت به اصل نظام سیاسی و قانون اساسی آن معتقد و متعهد باشند؛ بیگمان این اصل عقلایی در نظام اسلامی نیز امری پذیرفته است.
بر اساس همین اصل دو دسته مشخص از گروههای موجود در کشور فاقد صلاحیتهای لازم برای کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری میباشند؛ نخست افراد منتسب به جریان فتنه که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آگاهانه یا ناآگاهانه خود را مقابل نظام قرار داده، از قانون اساسی عدول کرده و با وقاحت آشکار چنگال بر چهره نظام اسلامی انداختند و دوم، افراد منتسب به جریان انحراف که آگاهانه یا ناآگاهانه در مواضع متعدد و مخدوش خود در چند سال گذشته مبانی نظام اسلامی را نادیده و با سوءاستفاده از باورهای متقن و مقدس و از جمله موضوع مهدویت و موعود جهانی اسلام در موضع نفی نظام اسلامی قرار گرفتهاند.
انتظار عموم فرهیختگان و امت بزرگ اسلامی این است که شورای محترم نگهبان با تکیه بر جایگاه بیبدیل قانونی خود و حمایتهای بیدریغ امام راحل، مقام معظم رهبری و ملت بزرگ ایران اسلامی از هرگونه اغماض و ملاحظه در خصوص این جریانات پرهیز و مُرِّ قانون را بدون هرگونه کاستی و فزونی در این امر خطیر اعمال نماید.
3- اعضای محترم شورای نگهبان مسلماً بر حسب وظیفه و تکلیف شرعی، همچون سایر شهروندان در قلمرو شخصی خود به جریان فکری و کاندیدای مشخصی تمایل داشته و به انتخاب خود رای خواهند داد.
با عنایت به سوءاستفاده و بهرهگیری دسیسهبازان و شبههسازان از هر فرصتی برای مخدوش نشان دادن روند انتخابات، زیبنده نیست که اعضای محترم شورا، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم تمایل شخصی خویش را در تریبونهای عمومی اظهار و ابراز نمایند.
بیگمان جایگاه رفیع فقاهت، تقوا و عدالت که اعضای محترم شورای نگهبان همواره متصف به آن بوده و هستند، هرگز اجازه نمیدهد که دیدگاههای شخصی در قلمرو انجام وظیفه قانونی ایشان راه یابد لکن پرهیز از قرار گرفتن در موضع اتهام و بهانهسازی برای سیاستبازان و فرصتطلبان یکی از ضرورتهای امر خطیر انتخابات است.
4- مراحل مختلف انتخابات از آغاز تا انجام محتاج اطلاعرسانی شفاف و تبیین نقاط مبهمی است که میتواند زمینهساز تردید دوستان یا دستمایه تخریب دشمنان باشد؛ این حقیقت اقتضاء دارد که شورای محترم نگهبان از هماکنون تدبیری بیاندیشد تا بهصورت منظم و با ادبیاتی قابل فهم برای عموم شهروندان، آگاهی های لازم را از همه مراحل انتخابات از جمله تائید صلاحیتها، به اطلاع عموم برساند.
تردیدی نیست که بی توجهی به این امر مهم بستر لازم را برای تردید افکنی، تشکیک در روند انتخابات و یا مظلومنمایی برخی افراد یا جریانات فراهم کرده و عملاً انتخابات که نماد مردمسالاری اسلامی در نظام مقدس جمهوری اسلامی است و همواره در بالاترین تراز سلامت برگزار شده، در اذهان عدهای با علائم سوال مواجه خواهد کرد.
امضاءکنندگان این نامه ضمن تأکید بر مطالبات مذکور، خود را موظف به حمایت همه جانبه از شورای محترم نگهبان دانسته و در این خصوص از هیچگونه کوششی دریغ نخواهیم کرد.
عفت مرعشی: حاج آقا وارد عرصه انتخابات نمی شود!
عفت مرعشی همسر آيت الله اکبر هاشمي رفسنجانی تاکید کرد : " حاج آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نمي شود."
وی در گفت و گو با خبرنگاران هنگام حضور در اولین جلسه دادگاه مهدی هاشمی پسر خود به اتهام های وارده مدعی شد که " انتخاباتي وجود ندارد، مگر براي اينها کاري دارد که رايها را عوض کنند!"
عفت مرعشي که هاشمي بارها در جریان انتشار خاطرات سیاسی خود از وی نام برده بود ، همچنین خاطر نشان کرد : اتهامات وارده به خانواده هاشمي و مرعشي وارد نيست.
پرونده اتهامی مهدی هاشمی فرزند هاشمی که پیشتر در خارج از کشور بود در دادگاه انقلاب در حال رسیدگی است و اولین جلسه دادگاه وی نیز روز دوشنبه گذشته آغاز ولی در دقایق اولیه به علت درخواست استمهال از سوی وی به بعد موکول شد.
در روزهای اخیر برخی اظهارات غیر مستقیم از سوی افراد و شخصیت های مرتبط با هاشمی رفسنجانی در خصوص احتمال حضور وی در انتخابات مطرح شده بود.
این اظهارات در روزهای اخیر با موضع گیری های حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در خصوص عاملیت هاشمی در فتنه 88 وارد فاز جدید شد و اکنون از حضور نیافتن هاشمی در انتخابات سخن به میان می آید.
وزیر اطلاعات گفت : کسی که خودش را پیشگوی فتنه 88 بیان می کند ما اطلاع دقیق داریم که خودش ایجاد فتنه کرده است، مگر ما فراموش کردیم که وقتی مقام معظم رهبری در نماز جمعه آن مسائل را مطرح کردند، آن فرد با نامه بدون سلام به مقام معظم رهبری، آن جملات را بیان کرد.
چگونه آلسعود با وهابیت پیوند خورد

|
به گزارش حدیدنیوز، در دهه اخیر فعالیت تکفیریهای وهابی در کشورهای مختلف به خصوص در سوریه و اردن در هتک حرمت به مزار صحابه پیامبر(ص) موجی از خشم و نفرت را در میان مسلمانان جهان اسلام در پی داشته است. تحلیل این موضوع که چرا سلفیها دست به این اقدام هتاکانه و ددمنشانه میزنند، پرده از چهره خبیث آنها بر خواهد داشت، به همین منظور مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که به تحلیل و تببین اندیشههای افراطی وهابیت پرداخته است که در ادامه میآید:
*چگونه پیوند آلسعود با وهابیت رقم خورد
محمد بن عبد الوهاب موسس گروه وهابیت در سال ۱۱۱۱ هجری متولد شد و در سال ۱۲۰۶ هـجری از دنیا رفت، دوران کودکی خود را در شهر خود (عینیه) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد، بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای (عینیه) به فراگیری علوم پرداخت، برای تکمیل دروس خود وارد مدینه منوره شد، بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی کرد.
چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت کرد، به ایران نیز مسافرت کرد، در کردستان یک سال و در همدان دو سال ماند، آن گاه سفری به اصفهان و قم داشت، و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف به کشور خود، حجاز بازگشت و با پدرش به شهر (حریمله) هجرت کرد و تا وفات پدرش در آن جا ماند، در حالی که پدرش از او راضی نبود.
از آنجا که محمد بن عبدالوهاب عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر میساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود (عینیه) فرار کرد و از آن جا به (درعیه) شهر مسیلمه کذاب گریخت و در درعیه با محمد بن سعود ـ جد آل مسعود که امیر آن شهر بود ملاقات کرد، قرار شد محمد بن سعود او را یاری کند و در عوض او نیز حکومتش را تأیید کند، اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترور امیر (عینیه) داد و سپس آل سعود را برای حمله به عینیه تشویق کرد، در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانههایشان غارت و ویران شد و به نوامیسشان هم تجاوز کردند، وهابیون به این ترتیب حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.
*نمونهای از عقاید تکفیری مؤسس وهابیت
محمد بن عبدالوهاب بر اساس برداشت نادرستی که از (توحید) و (شرک) دارد، بسیاری از اعمال مسلمین از قبیل شفاعت خواستن از اولیای الهی، توسط به انبیا و اولیا، برپایی عزا در سوگ اولیا، تبرک به آثار انبیا و اولیا، دعا خواندن در کنار قبور اولیا، زیارت قبور اولیای خدا، ساختن بنا بر قبور انبیا و اولیا، کمک خواستن از اولیای الهی، نذر برای پیامبر یا ولی، اقامه عزا و مجلس فاتحه و ... را شرک و عاملان به آنها را مشرک میخواند و جان و مال و ناموس آنها را حلال میشمرد.
وی با صراحت میگوید: مشرکین زمان ما از مشرکین عصر پیامبر(ص) که آن حضرت با آنها جنگید بدترند، به ۲ دلیل، اولاً: مشرکین زمان پیامبر تنها در حال آرامش به غیر خدا متوسل میشدند، ولی مشرکان زمان ما در آرامش و گرفتاری هر دو به غیر خدا متوسل میشوند، ثانیاً: مشرکان جاهلیت سنگ و چوب را میپرستیدند که مخلوق و مطیع خدا بودند، ولی مشرکان عصر ما، افراد فاسق را میپرستند، به این ترتیب خون و مال و ناموس آنها مباحتر است.
*نمونهای از خطرات وهابیت برای جامعه مسلمانان
بعد از آشنایی اجمالی با مؤسس و تفکر و عقیده و دیدگاه گروه وهابیت، به جا خواهد بود که به برخی از خطرات ناشی از این تفکر برای اسلام و مسلمین نیز اشاره شود:
ایجاد شبهه و ترویج شبهات
یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد شبهه و ترویج شبهات است، زیرا این گروه، مسائلی را که همه مسلمانها به عنوان مسائل اسلامی یا مسائل عرفی که هیچ گونه مخالفتی با توحید ندارند، بر صحت آنها اتفاق نظر دارند، مانند مسائلی که قبلاً به آنها اشاره شد، از قبیل شفاعت و توسل و ساختن مسجد بر قبور اولیا و ... را مظاهر شرک و عاملین به آنها را، به عنوان مشرک تبلیغ و ترویج میکنند، این تبلیغات را در راستای تفکر توحیدی وهابیت و جذب مسلمین به این تفکر و تخطئه و شرک آلود بودن تفکر سایر مسلمین، انجام میدهند، بنابراین ترویج شبهات ناشی از تفکر وهابیت خطری است جدی که لازم است مسلمانها متوجه آن بوده و برای آن چاره اندیشی کنند.
کشتن مسلمانان
یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، کشتن و قتل عام مسلمانان است، شاهد زنده و گویای این مدعا، قتل عام مردم طائف و حجاج ایرانی در حرم امن خدا، و از آنها وحشتناکتر قتل عام مردم (عراق و کربلا) در سال ۱۲۱۶ هجری بود که یک ۱۵۰ هزار تن را به خاک و خون کشیدند و در کوچههای کربلا جوی خون راه انداختند.
جرم آنها این بود که عقیده باطل و خرافی وهابیت را نپذیرفتند، این گروه گمراه نام این جنایت هولناک را، جهاد فی سبیل الله و مبارزه برای نشر توحید گذاشتند، وهابیون که مسلمانان عصر ما را به ۲ دلیل از مشرکان عصر جاهلیت بدتر میشمرند و با چنین قضاوت معلوم است که چه بر سر مسلمانان خواهند آورد.
نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام
یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر و عقیده وهابیت نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام است، زیرا بر اساس تفکر این گروه منحرف، ساختن بنا و گنبد و بارگاه بر قبور ائمه(ع) و پاکان و صالحان، از آثار شرک و بدعت است، منفجر و تخریب کردن گنبد و بارگاه حرم مطهر عسکریین در ۲۳ محرم ۱۴۲۷ در سامرا و تخریب و انهدام قبرستان بقیع در سال ۱۳۴۴ که مهمترین قبرستان در اسلام است و بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمین است، به دست گروه گمراه وهابیت بر اساس تفکر غلط و عقیده باطل آنان، برای ترویج توحید و مبارزه با آثار شرک، صورت گرفته است.
ایجاد اختلاف و ناامنی
یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد اختلاف و ناامنی در میان مسلمانان است، که امروزه نغمه گسترش تشیع و قدرت یافتن آنها در جهان و کشتار شیعیان در عراق و پاکستان در مسجد و در حال نماز و در مراسم عزاداری امام حسین(ع) با استفاده از ترورهای بیرحمانه و ریختن خون این طایفه از مسلمین اعم از زن و مرد و کودک و بزرگ، در راستای این هدف پلید صورت میگیرد، زیرا چنین اعمال وحشیانه و ضد اسلامی و انسانی، جز ملتهب ساختن جو اجتماعی و ایجاد ناامنی و شعله و ساختن آتش اختلاف و بدبینی و به جان هم انداختن مسلمانان و در نتیجه تضعیف و ناتوان ساختن آنان، و از این طریق آب به آسیاب دشمن ریختن، ثمره و نتیجه دیگری نمیتواند داشته باشد و این همان چیزی است که استکبار جهانی با تمام توان و قدرت برای رسیدن به این هدف شوم تلاش میکند.
جلوگیری از پیشرفت
یکی از خطرات ناشی از تفکر خشک و منجمد وهابیت، جلوگیری از پیشرفت مسلمین در عرصههای مختلف زندگی است، زیرا این گروه متحجر هرگونه مظاهر زندگی جدید و مشارکت زنان در عرصه اجتماعی و لو برای تحصیل دانش، و خدمت به نیازمندان را، بدعت و خلاف شرع میدانند، دلیل زنده و گویایی این خطر عمل طالبان است که وقتی در افغانستان به قدرت رسیدند، مدارس دخترانه را تعطیل و کار کردن زنان در خارج از خانه را ممنوع، و تلویزیونها را شکستند و دوربین های عکاسی را که چشم شیطان میدانند، به زمین کوبیده و زیر پا خرد کردند.
به این جهت بود که وقتی آمریکاییها بر آنها حمله کردند، نه تنها کسی از آنها دفاع نکرد بلکه به سقوط آنها کمک کردند و آمریکاییها را بر آنها ترجیح دادند، چون فکر میکردند که با سلطه آنان از علم و دانش و آزادی و پیشرفت و هرگونه مظاهر زندگی جدید، هر چند مثبت و مفید محروم خواهند شد، متأسفانه تفکر و اعمال این گروه متحجر و متعصب و خشن، دوست و دشمن را از اسلام بیزار و ضربه دردناکی به اسلام و مسلمین، وارد آورده و سد راه گسترش آن شدند.
نظرات شما عزیزان: